تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٧ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
در حينى كه بيمار بودم و رسول (ص) بعيادت من آمد و من غشى كرده بودم پاره آب طلبيد و بر روى من زد با هوش آمدم گفتم يا رسول اللَّه (ص) چه مىفرمايى در قسمت تركه من آن حضرت هيچ نگفت و چون برخواست حق سبحانه اين آيه فرستاد كه نصيب مردى از ورثه ضعف نصيب زن است و از عطا نقلست كه چون سعد بن ربيعه در احد شهيد شد زنى و دو دختر از او مانده بود برادرش همه مال او را اخذ كرد و هيچ چيز از آن بزن و دختران نداد زن شكايت او برسول (ص) كرد و بسيار بگريست حضرت فرمود كه صبر كن شايد خدا در حق شما حكمى نازل كند بعد از زمانى اين آيه آمد كه چون شخصى وفات كند و اولاد بگذارد كه هر مرد را دو مقابل ميراث زن دهند فَإِنْ كُنَ ضمير راجعست باولاد و تأنيث آن به اعتبار خبر است يا بر تأويل مولودات يعنى پس اگر باشند اولاد ميت يا مولودات او نِساءً زنان خالص كه با ايشان مردى نبود فَوْقَ اثْنَتَيْنِ بالاى دو يعنى زياده بر دو و اين خبر بعد از خبر است يا صفت نسا است يعنى زنانى كه زايد باشند برد و فَلَهُنَ پس مر ايشان را باشد ثُلُثا ما تَرَكَ دو بخش از سه بخش آنچه متوفى گذاشته و معنى كلام دالست بر آنكه مرجع ضمير تركه ميت است وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً و اگر باشد مولود يك دختر و بس فَلَهَا النِّصْفُ پس مر او را است نصفى از تركه متوفى صاحب انوار گفته كه در دو دختر اختلافست از ابن عباس نقلكردهاند كه حكم آن حكم واحده است زيرا كه ثلثين از براى فوق اثنتين مقرر فرموده و نزد اكثر حكم آن حكم فوق انثيين است زيرا كه حقتعالى بيان فرموده كه حظ ذكر مثل حظ انثيين است كه آن ثلثانست و اين مقتضى آنست كه فرض اثنتين ثلثان باشد و چون اين موهم آنست كه زياده كردن نصيب بزيادتى عدد باشد رد ابن توهم فرمود بقوله فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ و مؤيد اينست كه بنت واحده هر گاه مستحق ثلث باشد يا برادر پس سزاوار آن باشد كه با اخت خود مستحق مثل آن باشد و ديگر آنكه قرابة بنتين بيشتر از اختين است و فرض اختين ثلثين است لقوله (و لهما الثلثان مما ترك) پس بنتين بطريق اولى باشد و مزيت بنتين از قول صاحب كنز العرفان مذكور خواهد شد وَ لِأَبَوَيْهِ و مر پدر و مادر ميت راست لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا هر يكى از ايشان را السُّدُسُ حصه شش يك مِمَّا تَرَكَ از آنچه گذاشته باشند فرزند متوفى إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ اگر باشد مر او را فرزند خواه پسر و خواه دختر بدانكه لكل واحد منهما بدل لابويه است بتكرير عامل و فايده آن تنصيص است بر آنكه هر يك از ابوين مستحق سدساند و تفصيل بعد از اجمال بجهة تأكيد سدس