تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
مكمل بدر مسجد الحرام آمد و فرود آمد و راحله بخوابانيد و سر سوى آسمان كرد و گفت بار خدايا اين راحله من و آنچه بروست در ضمان تست تا وقتى كه از طواف فارغ شوم بمن سپارى پس در مسجد رفت و طواف كرد و از شرايط آن بپرداخت و بيرون آمد راحله را برده بودند متوجه آسمان شد و گفت بار خدايا دزد از من چيزى ندزديده بلكه از تو دزديده طاوس گويد نگاه كردم از سر كوه ابو- قبيس مردى را ديدم كه ميآمد و زمام ناقه اعرابى بدست چپ گرفته و دست راست او بريده و در گردن انداخته چون نزد اعرابى آمد گفت برادر اين راحله خود را با هر چيزى كه بروست ما او ار گفتيم صورت حال خود را بيان كن گفت چون راحله را ببردم و بر سر كوه رسيدم سوارى نزد من آمد بر اسبى اشهب نشسته و مرا گفت اى دزد دست راست بيرون كن من دست بيرون كردم آن را بر سنگى نهاد و بسنگى ديگر كه دم آن تيز بود ببريد و جدا كرده در گردن من افكند و گفت همين ساعت برو و راحله را باعرابى رد كن من بيامدم و راحله باو باز آوردم گفتم (سبحان اللَّه لا يضيع ودائعه و لا يخيب سائله) و از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
لو توكلتم على اللَّه حق توكله لرزقتم كما ترزق الطيور تغدوا خماصا و تروح بطانا
اگر توكل كنيد چنان كه حق توكل است هرآينه روزى داده شويد هم چنان كه مرغان روزى داده ميشوند چه در وقت صباح از آشيانهاى خود بيرون مىآيند با حوصلههاى تهى و در شبانگاه مراجعت ميكنند با حوصلهاى پر
بعد از آن بيان مىكند كه نصرت و ظفر بر دشمنان دين نه بشوكت و كثرت عدد و عدد است بلكه آن بخدا تعلق دارد كما قال إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ و اگر نصرت دهد خدا شما را چنان كه در حرب بدر واقع شد فَلا غالِبَ لَكُمْ پس هيچ غلبه كننده نباشد بر شما وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ و اگر فرو گذارد شما را چنان كه در جنگ احد وقوع يافت فَمَنْ ذَا الَّذِي پس كيست آنكه يَنْصُرْكُمُ يارى دهد شما را مِنْ بَعْدِهِ پس از فرو گذاشتن او و ميتواند بود كه ضمير راجع بحق سبحانه باشد بدون حذف مضاف كه آن خذلانست يعنى هيچ ناصرى نباشد شما را اگر ازو مجاورت كنيد و بر هر تقدير من استفهاميه متضمن معنى نفيست و انكار يعنى آنكه غير ازو هيچ ناصرى نيست و ذكر آن بعنوان استفهام جهت آنست كه آن ابلغ و اكد است براى تقرر مخاطب در آن و در انوار آورده كه اين تنبيه است براى مقتضاى توكل و تحريص بر آن چيزى كه مستحق نصرت حق سبحانه است و تخذير از آنچه مستجلب خذلان است و لهذا بعد از اين ميفرمايد كه وَ عَلَى اللَّهِ و بر كرم خدا نه بر غير او فَلْيَتَوَكَّلِ