تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٤٠ تا ٢٤٩
وصية) يا حكم ايشان وصيت كردنست بر تقدير حكمهم وصية و حفص و ابو عمرو و ابن عامر و حمزه وصية خواندهاند بنصب بر تقدير (يوصون وصية يا كتب اللَّه عليهم وصية الزام الذين يتوفون وصية) يعنى وصيت ميكنند وصيت كردنى يا فرض گردانيد حق تعالى بر ايشان وصيت را يا الزام كرد كسانى را كه متوفى ميشوند وصيت كردن لِأَزْواجِهِمْ براى زنان خود مَتاعاً متعه دادن را بنفقه و كسوه و مسكن از تركه خود إِلَى الْحَوْلِ تا يك سال نصب اين بيوصون است اگر اضمار كرده شود يا بوصية و قوله غَيْرَ إِخْراجٍ بدل آنست يعنى وصيت كند بيرون نكردن ازواج را از مساكن مقرره خودشان و يا مصدر مؤكد است كقولك (هذا القول غير ما تقول) يا حال است از ازواج اى غير مخرجات و خلاصه معنى آنست كه ازواج را واجبست كه قبل از احتضار وصيت كنند از براى زوجات خود بتمتع آنها بعد از وفات ايشان در مسكن و انفاق و كسوه تا مدت يك سال اين حكم در اول اسلام بود و بعد از آن منسوخ شد بقوله أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً و اين اگر چه متقدم است در تلاوت اما متأخر است از آيه مذكوره در نزول و وجوب وصيت بانفاق زوجات منسوخ شده بتوريث ايشان ربع ميراث ازواج را با عدم ولد و ثمن آن را با ولد و حكم اسكان نيز منسوخ است و نزد ما وصيت جايز است براى ازواج و اگر چه واجب نيست چه وصيت از براى وارث جايز است باتفاق اماميه چنان كه در ما تقدم مذكور شد فَإِنْ خَرَجْنَ پس اگر بيرون روند بطوع خود از منزل ازواج قبل از يك سال يا بعد از آن چه سكنى بر ايشان واجب نيست فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ پس هيچ گناهى نيست مر شما را اى اولياى شوهر يا اى ائمه شرع فِي ما فَعَلْنَ در آنچه كنند ايشان فِي أَنْفُسِهِنَ در نفسهاى خود از زينت و طلب شوهر مِنْ مَعْرُوفٍ از آنچه بر وفق شرع باشد يعنى زينت و طلب شوهر بعد از انقضاء عده كنند وَ اللَّهُ عَزِيزٌ و خداى غالب است انتقام كشد از هر كه مخالفت حكم وى كند حَكِيمٌ صوابكار است در آنچه فرمايد از مصالح عباد از ابن زيد مرويست كه چون حق سبحانه آيه متعه فرستاد بعضى مردمان بگمان اينكه تبرع باشد نه واجب ترك آن ميكردند و اعطاى متعه نمى كردند حق سبحانه بجهت تاكيد حكم متعه تكرار آن فرموده بقوله وَ لِلْمُطَلَّقاتِ و زنان طلاق داده شده را كه مس كرده باشيد مَتاعٌ متعه است كه بآن برخوردار شوند بِالْمَعْرُوفِ بطريق نيكويى و توسط در افراط و تفريط با ملاحظه احوال زوج در غنا و فقر و توسط حَقًّا واجب و سزاوار گردانيده