تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١١٠ تا ١١٩
كه من با پيغمبر (ص) ميرفتم بشعبى رسيدم آوازى از آن بيرون ميآمد آن حضرت مرا گفت يا انس برو ببين كه اينچه آواز است من برفتم مردى را ديدم در زير درخت نماز ميگذارد و ايندعا ميكرد كه يا رب مرا از امت مرحومه گردان يعنى امت محمد (ص) بر ايشان رحمت كرده و گناهان ايشان را آمرزيده و دعاشان اجابت كرده و ضامن ثواب ايشان شده من بيامدم و رسول را از اين خبر دادم فرمود كه برو و او را سلام من برسان برفتم و او را سلام رسانيدم گفت برو و او را بگو كه برادر تست خضر از خدا درخواست ميكند كه او را از امت خود گرداند در خبر آمده كه كعب احبار را پرسيدند كه چرا در عهد ابى بكر ايمان نياوردى و در عهد عمر ايمان آوردى گفت بجهة آنكه پدرم چون نزديك بنزع رسيد صحيفهاى بمن داد مهر بر آن نهاده و مرا وصيت كرد كه مهر اين را بر مدار و آن را مگشاى من بوصيت او عمل كردم تا در زمان عمر در خواب ديدم كه مرا گفتند كه پدر با تو خيانت كرد مهر از آن نامه بردار و نگاه كن كه در آن چه نوشته شده است و بر آن كار كن چون بيدار شدم مهر از آن برداشتم در آنجا نعت امت محمد (ص) بود باين عبارت كه (سالوما و عالوما و حالوما و حاكوما و صافوحا و خاروجا) گفتند اينچه باشد گفت سالوما يعنى بر يكديگر سلام كنيد و عالوما دانايان و دانشمندانند مانند علماء بنى اسرائيل حالوما حليمانند و حاكوما خدا ايشان را حكومت داده و يا حكم كرده كه ببهشت روند صافوحا با يكديگر مصافحه كنيد خاروجا از گناه بيرون آيند چنان كه روزى كه از مادر زائيدهاند يحيى بن معاذ گفته كه اين آيه مدح امت محمد (ص) است و خدا از كرم خود روا ندارد كه قومى را كه مدح كند ايشان را بدوزخ برد بعد از آن فرمود كه وَ لَوْ آمَنَ و اگر ايمان آورند و تصديق كنند أَهْلُ الْكِتابِ بنى اسرائيل بنبوت محمد (ص) و قرآن و ساير آنچه از نزد خدا آورده لَكانَ هر آينه باشد آن ايمان و تصديق خَيْراً لَهُمْ بهتر مر ايشان را در دنيا و آخرت از آنچه بر آن هستند از كفر و عناد زيرا كه بجهة آن نجات مييابند در دنيا از قتل و سبى و جزيه و در آخرت خلاص ميشوند از عقوبت و فايز ميگردند بجنت مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ بعضى از ايشان گرويدگانند بمحمد (ص) و كتاب وى يعنى عبد اللَّه بن سلام و اصحاب وى از يهود كه بشرف اسلام رسيدهاند و نجاشى و احزاب او از انصارى كه ايمان آوردهاند وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ و بيشتر ايشان بيرون رفتگانند از دايره فرمان يعنى متمردانند در كفر و وصف ايشان بفسق دون كفر كه اعظم از آنست بجهة آنست كه غرض ايذانست بآنكه ايشان بيرون رفتهاند از آنچه كتاب ايشان موجب تصديق است بآنكه آن امر است باقرار بحقيت نبوت پيغمبر ما (ص) و ذكر اينجمله و جمله كه