تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
باشد كه ايشان بجهنم روند بجهة سوء افعال خود و از اين قبيلست حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي چه معلوم است كه انبيا فراموش نگردانيدند ذكر خدا را از كفار چه غرض از بعثت ايشان تذكير و تنبيه است نه انساء با آنكه حقيقت انساء فعل ايشان نميتواند بود بلكه آن فعل خدايست پس جايز نباشد اضافه آن بايشان فحينئذ معنى بآن راجع است كه ايشان هر چند امت را بر ذكر خدا مىخواندند نفع بايشان نميرسانيد بلكه بجهت آن در معاصى و طغيان مىافزودند و از اين قبيل است قول نوح فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً و در خبر است كه يكى از حضرت رسالت (ص) پرسيد كه يا رسول اللَّه (ص) اى الناس خير كدام مردمان بهترند فرمود
من طال عمره و حسن عمله
هر كه عمر او دراز باشد و عمل او نيكو عبد اللَّه مسعود فرمود كه هيچكس نباشد از بر و فاجر مگر كه مرگ او را بهتر بود و اگر بود از مشقت تكليف برهد و اگر فاجر بود از بلاى او برهند يعنى مردم و موجب تخفيف عذاب او باشد پس در حق نيكوكاران اين آيه تلاوت فرمود كه نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ و درباره فاجر اين آيه بخواند كه وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا از سدى منقولست كه حضرت رسالت (ص) فرمود هم چنان كه ذرارى آدم را بر آدم عرض كردند امت مرا بصورت و جبلت بمن نمودند و مرا بالهام معلوم شد كه كدام از ايشان قبول اسلام كند و كدام در باديه ذلت سرگردان ماند منافقان با يكديگر گفتند عجب است از امر محمد كه دعوى ميكند كه آنچه در كتم عدم است ميدانم كه كدام از ايشان مؤمن باشد و كدام منافق و از حالات دل ما كه متزلزل است غافل است اگر راست ميگويد على اليقين با ما بگويد كه كدام مخلص است و كدام منافق چون اينسخن بگوش شريف آن حضرت رسيد بمنبر برآمد و خطبه بليغ بخواند و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود كه
ما بال قوم جهلوا
بى چيست مردمان را كه مقام و مرتبه مرا نميشناسند و در علم من طعن ميزنند اگر از من بپرسند آنچه امروز تا قيامت واقع خواهد شد ايشان را خبر دهم بر طريقى كه وقوع خواهد يافت عبد اللَّه بن حذاقه سهمى برخواست و گفت يا رسول اللَّه من ابى كه از اين سخن ابا ميكند و قبول نميكند فرمود كه حذاقه عمر خطاب برخواست و گفت (رضيت باللَّه ربا و با الاسلام دينا و بالقران اماما و بك نبيا فاعف عنا عفى اللَّه عنك) رسول فرمود كه فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ پس از منبر بزير آمد و حق سبحانه اين آيه فرستاد كه ما كانَ اللَّهُ هرگز نباشد خدا و سزاوار نباشد لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ كه گذارد مؤمنان را عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بر آن چيزى كه شما اى منافقان برانيد از طعن بر ايشان در خفا و استهزا با ايشان در آشكارا بلكه صراف حكمت الهى نقد جان شما بر محك امتحان زند حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ تا وقتى كه جدا كند پليد را كه آلوده نفاق است مِنَ الطَّيِّبِ از پاك يعنى مؤمن