تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤١ - سوره آل عمران(٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
حتى مرغان بر درختهاى ايشان هلاك شدندى و در انوار و كشاف و مجمع مذكور است كه حضرت رسالت (ص) بقصد مباهله از منزل شريف خود بيرون آمد حسين (ع) را برداشته و دست حسن (ع) را گرفته و فاطمه (ع) بر اثر آن سرور روان شد و سرو چمن ولايت (على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه) در قفاى همه بود و بروايت مجمع پيغمبر (ص) دست أمير المؤمنين بر دست گرفته بود و حسن و حسين (ع) در پيش او ميآمدند و فاطمه (ع) در عقب چون گروه نجران ديدند كه انسيد و سرور با زنى و جوانى و دو پسر نشسته است و ميخواهد كه مباهله كند و باهل بيت خود ميگفت كه چون من شروع در دعا كنم شما آمين مىگوييد همه اهل نجران چون آن حال را از آن سرور و اهل بيت اطهر او ديدند اسقف كه صاحب راى و عقل ايشان بود گفت اى گروه نصارى بخدا سوگند (انى ارى وجوها لو سألوا اللَّه ان يزيل جبلا من مكانه لازالته فلا تباهلوا فتهلكوا و لا يبقى نصرانى على وجه الارض الى يوم القيمة) يعنى اى معشر نصارى بخدا كه محمد (ص) و اهل بيت او را چنان ميبينم كه اگر از خدا در خواست كنند كه كوهى از جاى خود بركند حق سبحانه البته اجابت دعوت ايشان كند نصيحت مرا قبول كنيد و مباهله مكنيد كه اگر مباهله كنيد دعاى محمد (ص) در حق شما قبول خواهد شد چنان كه همه شما مستاصل گرديد و يك نصرانى بر روى زمين نماند ايشان بترسيدند و گفتند يا ابا القاسم ما در ميان يكديگر مشورت كرديم راى ما بآن قرار گرفت كه مباهله نكنيم و تو را بر دين تو بگذاريم و ما بر دين خود باشم و باز گرديم و ببلاد خود مراجعه نمائيم حضرت رسالت (ص) فرمود چون مباهله نميكنيد بيائيد و مسلمان شويد و از دين و آئين خود برگرديد و اگر چنين نكنيد من با شما مقاتله كنم و دمار از شما بر آرم ايشان از اين سخن ترسيدند و هراسان شدند و بزارى در آمدند و گفتند يا ابا القاسم ما را قوت حرب نيست با تو مصالحه ميكنيم برين نهج كه تو ما را بملت ما باز گذارى و تيغ از ما بردارى و آزارى بما نرسانى ما هر ساله دو هزار حله بتو رسانيم هزار در ماه رجب و هزار در ماه صفر و سى درع آهن عادى و سى نيزه و سى اسب تسليم تو نمائيم سرور انبيا (ص) آن جزيه را از ايشان قبول نمود و ايشان ببلاد خود مراجعت كردند و بعد از اندك زمانى سيد و عاقبت بمدينه آمدند و عاقب حله و عصائى و قدحى و نعلينى بهديه نزد حضرت رسالت (ص) آورد و هر دو اسلام آوردند و بدانكه اجماع مفسران بلكه جميع امت بر اينست كه مراد بابناء حسن و حسين (ع) اند و ابو بكر رازى گفته اين دليل است بر آنكه حسن و حسين (ع) پسران رسول خدايند و ولد بنت شخصى ابن اوست حقيقت و اخبار از طريق مخالف و موافق برين متضافر است و از جمله حديث
ابناى هذان ريحانتاى من الدنيا و ابناى هذان امامان قاما او قعدا
و شاهد عدلند بر اين مدعا و در خبر آمده كه روزى محمد بن حنفيه در صفين مقاتله و مجادله نيكو كرد امير المؤمنين (ع)