تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٣ - سوره آل عمران(٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
(هذه من اعلى الدرجات و اسناها حيث شبهته بهؤلاء الانبياء المرسلين) و جمعية ابنا و نسا و انفس با آنكه مراد واحد است باعتبار مقابله است و چون تو را علو قدر على بن ابى طالب (ع) و تقرب او بدرگاه اله از طريق اماميه و اهل سنت معلوم شد پس بر تو باد كه در منطوق اين آيه كما ينبغى خوض نمايى و حق تعمق و تامل در آن مرعى دارى بعد از آنكه آنچه مفهوم تو باشد از علو درجه و شرف مرتبه على بن ابى طالب (ع) از اين آيه آن را قياس كنى بآنچه اهل سنت در كتب كلاميه و برسائل اعتقاديه خود ثبت كردهاند و آن را از معتقدات خود شمردهاند كه (افضل الناس بعد رسول اللَّه ابو بكر الصديق ثم عمر الفاروق ثم عثمان ذو النورين ثم على المرتضى) و اين هر دو سخن را بميزان انصاف بسنجى تا رجحان حق بر باطل بر تو ظاهر شود و محق از باطل ممتاز گردد و بتحقيق دريابى كه مقالة ايشان درين مبحث و مقوله ايشان درين صورت باطل و عاطل است و بغير از عناد و تعصب جاهليت منشئى ندارد چه بر عاقل منصف روشن است كه اگر قرب اين ثلاثه عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ زياده از قرب على بن ابى طالب (ع) بودى و انفس ايشان بر نفس شاه ولايت مزيتى داشتى پس بايستى كه حضرت رسالة (ص) در استجابت دعا استعانت بآمين ايشان مينمود چنان كه از على بن ابى طالب (ع) استمداد فرمود و در مباهله و ملاعنه احضام ملتفت بدعاى ايشان ميشد و شبهه نيست كه اين آيه دلالتى صريح دارد بر افضليت شاه اوليا بر مهاجر و انصار چه كلمه انفسنا را دلالتى واضح است بر شدت ارتباط على بن ابى طالب (ع) بحضرت رسالة (ص) بحسب كمالات نسبى و حسبى و خارجى چه مخالف درين مسئله با ما بحث نميتواند كرد چه البته رسوا و مغلوب گردد و نعم ما قيل
|
و سماه رب العرش فى الذكر نفسه |
فحسبك هذا القول ان كنت ذا خبر |
|