تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
مگر اللَّه كه استحقاق عبوديت او را ثابتست من زائده كه مفيد استغراقست بجهة تأكيد است از براى رد قول نصارى در تثليث وَ إِنَّ اللَّهَ و بدرستى كه خدا لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ هر آينه اوست غالب و قادر بر جميع امور و محكم كار در همه اقوال و افعال و تقدير و تدبير كه هيچ احدى از ماسواى او مساوى او نيست در قدرت تامه و حكمت بالغه تا مشارك او تواند بود در الوهيت فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگردند ترسايان و روى از مباهله برتابند و بتوحيد اعتراف نكنند و از دلالات بينات اعراض كنند فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خدا عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ داناست بفساد فساد كنندگان و تبه كاران اين وعيد ايشان است و وضع مظهر در موضع مضمر دلالت است بر آنكه تولى از حجج و اعراض از توحيد افساد دين است و اعتقاديست كه مؤدى بفساد نفس است بلكه بفساد عالم در بعضى تفاسير آوردهاند كه ترسايان نجران چون بمدينه آمدند يهودان مدينه با ايشان مناظره آغاز كردند در ابراهيم و گفتند وى يهود بود و ترسايان گفتند بلكه ترسا بود پس بمحاكمه بمحكمه عليه نبويه آمدند آن حضرت فرمود كه نه يهود بود و نه ترسا بلكه مسلمان بود و ما كه اهل اسلاميم باو اعلىتريم از شما يهودان گفتند مگر مدعاى تو آنست كه ما در حق تو آن گوئيم كه ترسايان در حق عيسى گفتند ترسايان گفتند مگر تو را غرض آن است كه ما در حق تو آن گوئيم كه يهودان درباره عزير گفتند حق سبحانه بجهة رد قول ايشان اين آيه نازل ساخت كه قُلْ بگو اى محمد (ص) يا أَهْلَ الْكِتابِ اى يهود و نصارى و نزد بعضى مراد وفد نجرانند و يا يهود مدينه و اولى تعميم است يعنى اى آن كسانى كه صاحب كتاب تورية و انجيليد تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بيائيد بسوى سخن راست بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ ميان ما و ميان شما كه رسل در آن كلمه اختلاف نكردهاند و انحراف نورزيدهاند و كتب منزله مخالف آن نيست و آن كلمه حقه كه جميع رسل و كتب بر حقيت آن شاهدند أَلَّا نَعْبُدَ آنست كه نپرستيم إِلَّا اللَّهَ مگر خداى را بوحدانيت و اخلاص عبادت او كنيم اين تعريض يهود و نصاراست در عبادت عزير و عيسى وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً و شرك نياريم بخدا چيزى را در استحقاق عبادت و هيچ كس از ما سواى او را معبود ندانيم وَ لا يَتَّخِذَ و فرا نگيرد بَعْضُنا بَعْضاً بعضى از ما بعضى را أَرْباباً خدايان مِنْ دُونِ اللَّهِ از غير خداى تعالى و نگوئيم كه عزير بن اللَّه و المسيح بن اللَّه و اطاعت احبار نكنيم در چيزى كه احداث كردند از تحريم حلال و تحليل حرام زيرا كه ايشان در بشريت مثل مااند مرويست كه چون اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فرود آمد عدى بن حاتم گفت (ما كنا نعبدهم يا رسول اللَّه) يعنى احبار و رهبانان خود را