تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
فرمود
اشهد انك ابنى حقا
گواهى ميدهم كه تو پسر منى بحقيقت گفتند يا امير المؤمنين حسن و حسين (ع) نيز فرزندان تواند فرمود
هما ابنا رسول اللَّه
ايشان پسران رسول خدايند ابن ابى عيلان كه احد ائمه معتزله است گفته اين دليل است بر آنكه حسن و حسين (ع) در آن زمان مكلف بوده باشند زيرا كه مباهله جايز نيست مگر از بلغ و اصحاب ما گفتهاند كه صغر سن و نقص آن از حد بلوغ منافات بكمال عقل ندارد چه بلوغ حكم حد تعلق احكام شرعيه است نه شرط عقل و ايشان در حال مباهله كامل العقل بودند و اگر چه بحد بلوغ و تكليف نرسيده بودند و مع ذلك جايز است كه حقتعالى خرق عادت كند از براى ائمه و ايشان را مخصوص سازد بامرى كه غير ايشان در آن شريك نباشند پس ممكن است كه كمال عقل ايشان بخلاف معتاد بوده باشد و از جمله مكرمتى باشد كه ايشان را بآن اختصاص داده باشد و نيز باتفاق مفسرين مراد بنساء فاطمه زهرا ع است چه در مباهله غير او زنى ديگر از ازواج و اقارب سيد عالم (ص) حاضر نبود و اين دليل افضليت اوست بر ساير زنان و مراد بانفسنا امير المؤمنين ع است بجهت نهاية اختصاص و غايت محبت و مودت حضرت رسالت (ص) نسبت باو و نميتواند بود كه مراد نفس رسول (ص) باشد زيرا كه معقول نيست كه انسان داعى نفس خود باشد بلكه صحيح آنست كه دعوت متعلق بغير باشد پس البته امير المؤمنين (ع) خواهد بود زيرا كه هيچ كس دعوى نكرده دخول غير امير المؤمنين (ع) و زوجه او و هر دو ولد او در مباهله و اين دليل است بر غايت فضل و علو درجه او باقصاى نهايت و شدت اتحاد او به پيغمبر (ص) بر وجهى كه گويا اثنينية بينهما مرتفع است و نعم ما قيل
|
انا من اهوى و من اهوى انا |
نحن روحان حللنا بدنا |
|