تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
نيست مگر بجهة آنكه معجزه است پس آن معجزه و ساير معجزات ديگر يكسان خواهد بود در وجوب ايمان و مقصود نخواهد بود وجوب ايمان باين معجزه خاص سدى گفته كه اكل نار كه حقتعالى بنى اسرائيل را امر كرده بود در تورية كه هر كه دعوى نبوت كند و شما را بر آن دعوت نمايد تصديق او مكنيد تا آنكه قربانى را بيارد كه آتش آن را بسوزد مگر گاهى كه مسيح و محمد (ص) بر شما مبعوث شوند كه بدون قربان بايشان بگرويد و از ايشان مطالبه آن مكنيد و ايشان اين هر دو پيغمبر را از حكم سابق استثنا نكرده از ايشان طلب قربانى كردند حقتعالى الزام ايشان كرده فرمود كه قُلْ بگو اى محمد (ص) قَدْ جاءَكُمْ بتحقيق كه آمده بشما رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي فرستادگان خدا پيش از ظهور من بِالْبَيِّناتِ بمعجزاتى روشن كه موجب تصديق ايشان بود در دعوى نبوت چون زكريا و يحيى و عيسى وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ و ديگر آمده بودند بدين نيز كه شما گفتيد يعنى قربانى بر وجهى كه مدعاى شماست هم چنان كه زكريا و يحيى فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ پس چرا كشتيد ايشان را يعنى زكريا را كه صاحب مذبح بود و پسر او يحيى را إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد شما راستگويان كه متابعت پيغمبر صاحب قربان بايد كه نه غير او مراد اسلاف يهودند كه معاصر حضرت نبوى (ص) بودن و خطاب بايشان جهت آنست كه بعمل اسلاف خود راضى بودند غرض آنست كه اگر موجب تصديق ايشان بمحمد (ص) اتيان اوست بقربانى بر وجه مذكور و توقف و امتناع ايشان از ايمان او بجهت همين است كه او اين نوع معجزه نمينمايد پس چرا پدران ايشان ايمان نياوردند بآنكسى كه او اين معجزات ديگر بايشان نمود و جرأت بر قتل او كرده او را كشتند و اولاد ايشان كه معاصر عهد تواند بآن راضىاند فَإِنْ كَذَّبُوكَ پس اگر تكذيب كردند ترا ملول و محزون مباش فَقَدْ كُذِّبَ پس بدرستى كه تكذيب كرده شدهاند رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فرستادگانى كه پيش از تو بودند بآنكه جاءُو بِالْبَيِّناتِ آورده بودند حجتهاى روشن و معجزهاى ظاهر وَ الزُّبُرِ و مواعظ زاجره و زواجر حكميه وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ و كتاب روشن كننده حلال و حرام يعنى تورية و انجيل و زبر جمع زبور است و آن كتابيست كه مقصور باشد بر حكم مأخوذ از زبرت الشيء اذا جسته و يا بمعنى زاجر ماخوذ از (زبرته اذا زجرته) و كتاب در عرف قرآن آن چيزيست كه متضمن شرايع و احكام باشد و لهذا در همه مواضع قرآن كتاب و حكمت متعاطف واقع شدهاند و غرض از اين آيه تسليه رسولست به اين وجه