تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٧ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٥٠ تا ٢٥٩
دروغ و قدريان مجوس اين امتند و بدانكه حق سبحانه امر بتخيير كرد و نهى بتحذير و تكليف را آسان كرد و دشوار نكرد و در تكليف آيات بسيار انزال فرمود و بخدا كه طاعت او را باكراه نداشتند و معصيت او را باجبار نكردند و حقتعالى پيغمبران را ببازى نفرستاد و كتابها بهرزه انزال نفرمود و آسمان و زمين و آن چه در آن ميان است بباطل نيافريد اين گمان بد كافرانست بخدا پس واى بر اينجماعت از آتش دوزخ شامى گفت يا امير المؤمنين پس اين قضا و قدر چيست گفت آن امر خداست بطاعت و نهى او از معصيت و وعد ثواب بر آن و وعيد عقاب بدان و ترغيب بطاعت و ترهيب از معصيت و تمكين از افعال حسنه و خذلان اهل عصيان بر معصيت اينست معنى تعلق قضا و قدر بخدا غير از اين معنى را اعتقاد مكن كه آن موجب سخط و عقوبت خداست و خلود در دوزخ در روز جزا شامى شاد شده برخواست و گفت يا امير المؤمنين (فرجت عنى فرج اللَّه عنك) مرا از اين شبهه فرج دادى حق سبحانه ترا از مكاره فرج دهاد و اين ابيات انشا كرد
|
(انت الامام الذى نرجو بطاعته |
يوم المآب من الرحمن غفرانا |
|