تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١١٠ تا ١١٩
كمثل اهلاك ريح فيها صر) و حذف مضاف بجهت دلالت آخر كلامست بر آن و يا تقدير اينست كه (مثل ما ينفقون كمثل مهلك ريح) پس تشبيه انفاق باشد بمهلك حرث كه مهلك آن ريح بارده شديده باشد و در انوار گفته كه غرض تشبيه آن چيزى است كه كفار انفاق آن ميكنند بحرث ايشان كه ريح بارده شديده بآن رسيده آن را مستاصل سازد و باقى نگذارد از براى ايشان منفعة آنچه در دنيا و آخرة است و وجه تشبيه تسميه ضياعت است و اين از تشبيه مركب است هم چنان كه در كريمه كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً مذكور است پس بنا برين كلام محتاج تقديرى نباشد وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ و ستم نكرد خدا بر مزارعان بنا بود شدن مزروعات ايشان وَ لكِنْ أَنْفُسَهُمْ و ليكن ايشان بر نفسهاى خود يَظْلِمُونَ ستم ميكنند بجهت ارتكاب آنچه مستحق عقوبت شدهاند بسبب آن و يا حقتعالى ظلم نكرده بر منفقان بضياع و انفقات ايشان و ليكن ايشان بر خود ظلم كردند بجهت آنكه انفاق آن كردند بوجهى كه غير معتد به بود چه نفع در جايى هست كه مرضى حقتعالى بوده باشد پس هم چنان كه اصحاب ذرع خاسر و زيانكار و خايب باشند بجهت ضايع شدن حرث ايشان همچنين آن كس كه نفقه او در راه خدا نباشد در وقت انتفاع نوميد باشد و برى از آن بر ندارند و روايتست كه جمعى از مسلمانان با يهودان دوستى ميكردند بسبب قرابت و صداقت و حق رضاعت و حلفى كه در ميان ايشان بود حقتعالى ايشان را از موالات كفار و مخالطه يهودان ايشان نهى فرمود كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان لا تَتَّخِذُوا فرا ميگيريد بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ دوست خالص و متخصص را كه غير از مؤمنان باشد كه ابناى جنس شمااند و از ابن عباس مرويست كه قومى از اهل ايمان با منافقين طرح مصادقه و مخالطه انداخته بودند حق سبحانه و تعالى ايشان را از آن منع نموده فرمود كه محبت باطنى ايشان را در خاطر خود راه مدهيد و ابو امامه از رسول (ص) روايت كرده كه مراد باين طايفه خوارجند و بطانة و وليجه بمعنى خصيص وصف كسيست كه بجهت اعتماد و ثقه باو وى را بر اسرار خود مطلع سازد و اين مشبه است ببطانة ثوب كه يلى بدنست و ملاصق آن هم چنان كه تشبيه شيء ميكنند به شعار كه جامه ايست گه در پايين دثار است كما يقال (فلان شعارى) و در حديث آمده كه
الانصار شعار و الناس دثار
و نقيض بطانت ظهارتست و واحد و جمع و مذكر و مؤنث درو مساويست و جار و مجرور متعلق است به لا تَتَّخِذُوا يا بمحذوف كه صفت بطانتست اى (بطانة كائنة من دون المؤمنين) و مفعول اول تتخذوا محذوفست تقدير آنكه (لا تتخذوا الكافرين اولياء و خواص من غير ملتكم)