تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٥ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
مكالمه باولاد خود بشفقت و حسن ادب و يا امر متوجه است بمريض كه صد و منع خود نمايد از اسراف در وصيت و تضييع ورثه و تذكره توبه و كلمه شهادت و يا امر است بحضار قسمت كه يتامى را عذر جميل و وعده حسن دهند يا موصين قائل بوصيتى نشوند كه مؤدى باشد بمجاوزت ثلث و تضييع ورثه و حضرت رسالت (ص) نهى فرموده از وصيت باكثر ثلث و در حينى كه سعد ميخواست كه زياده از ثلث وصيت كند فرمود
الثلث كثير لان تدع ورثتك اغنياء خير من ان تركتهم عاله يتكففون الناس
ثلث ما بسيار است پس اكتفاء بآن كن و هر آينه گذاشتن تو ورثه را بصفت توانگرى بهتر است از آنكه واگذارى ايشان را بصفت درويشى كه كف را دراز كنند بر مردمان بگدايى
بعد از آن نهى ميكند از تناول مال يتيمان بدون وجه معروف بجهت ضعف و عجز و غفلت ايشان و ميفرمايد كه إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آنان كه از روى جرأت يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى مىخورند و تلف ميكنند مالهاى يتيمان را قصر حكم بر اكل عبارت از ابتلاع و مضغ است بجهت آنست كه معظم منافع است و مراد بآن مطلق انفاقست يعنى آنان كه صرف ميكنند و در معرض تلف مياندازند مال ايتام را ظُلْماً از روى بيداد و ستمكارى يا در حالتى كه ظالمند در اين امر و بناحق تناول ميكنند إِنَّما يَأْكُلُونَ جزين نيست كه ميخورند فِي بُطُونِهِمْ ناراً در شكمهاى خويش آتشى و چه آتشى يعنى پر ميسازند بطون خود را بآنچه ميكنند و راجع ميسازد ايشان را بآتش و تنوين براى نوعيه است يعنى بنوعى از آتش كه از آن عظيمتر نباشد نه هر آتشى كه باشد و در اين غايت تهديد است و ذكر بطون نيز بجهت تاكيد است مانند نظرت بعينى و سمعت باذنى و قلت بلسانى و اخذت بيدى و مشيت برجلى ابو هريره از پيغمبر ص روايت كرده و از باقر (ع) نيز ماثور است كه حق سبحانه روز قيامت قومى را از قبور مبعوث گرداند كه آتش از دهنهاى ايشان بيرون آيد اهل عرصات گويند ايشان چه كسانند ندا آيد كه إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً و زود باشد كه در انداخته شوند خورندگان مال يتيم در آتش افروخته و حفص معلوم ميخواند يعنى بزودى درآيند در آتشى كه افروخته و زبان كشنده باشند و تنكير سعير جهت عظمت آنست و آن فعيل است بمعنى مفعول يق (سعرت النار اذا الهبتها) و در تفسير كبير مذكور است كه روز قيامت خورنده مال يتيم بعرصات درآيد و آتشى كه درون او از آن مملو باشد زبانه زند و دود از دهن و بينى و گوش و چشم او بيرون آيد و بدين علامت همه كس بشناسند كه اين اكل اموال يتيمانست پس بنا بر اين حمل حديث اكل بر ظاهرا نسب است و اعاده