تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٠ - سوره آل عمران(٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
اسلام است كه دين خدايست و رسول او و تبعيت كتاب او كه بر پيغمبر خود منزل ساخته و موافقست بكتاب انجيل و تورية و مصدق آن نجاشى گفت اى جعفر سخن بزرگ مىگويى پس بفرمود تا ناقوس بزدند و قسيسان و رهبانان همه حاضر شدند نجاشى ايشان را گفت به آن خدايى كه انجيل بعيسى (ع) انزال فرمود كه راست بگوئيد كه در كتاب مييابيد كه ميان عيسى و قيامت هيچ پيغمبرى باشد گفتند آرى بخدا كه عيسى به آمدن او خبر داده و در انجيل نوشته شده و گفته هر كه باو ايمان آرد بمن ايمن داشته باشد و هر كه به او نگرود بمن كافر شده باشد نجاشى گفت كه اين پيغمبر كه عيسى از او خبر داده چه فرمايد و از چه نهى كند گفتند وى را كتابى باشد از خداى عز و جل كه آن را خواند و بآن مردم را امر كند و از نواهى باز دارد و وصيت كند بحسن جوار و صله رحم و يتيم و بتوحيد خدا و از عبادت اصنام نهى كند پس جعفر را گفت از كتاب شما چيزى بر من خوان جعفر سوره العنكبوت و سوره الروم بر او خواند نجاشى يا اساقفه خود گريستند و گفتند (زدنا هذا الحديث الطيب) اين سخن نيكو را زياده كن براى ما جعفر سوره الكهف بر او خواند عمرو برخواست تا نجاشى را بخشم آورد و گفت عيسى را دشنام مىدهند نجاشى گفت اى جعفر شما در حق عيسى و مادرش چه مىگوييد جعفر سوره مريم بر او خواند چون بذكر مريم و عيسى رسيد نجاشى خاشاكى برداشت و گفت و اللَّه كه مرتبه عيسى زياده از اين نيست كه او ميخواند پس جعفر را گفت برويد كه بر شما هيچ ترسى و خوفى نيست كه حزب ابراهيميد عمرو گفت حزب ابراهيم ايشانند گفت بلى اين گروهند و پيغمبرى كه ايشان از نزد وى آمدهاند عمرو و صاحبان او انكار اين معنى كردند و گفتند حزب ابراهيم مائيم و ما باو سزاوارتريم نجاشى مال و هداياى ايشان را رد كرد و گفت اين را بستانيد كه رشوتست و خدايى كه مرا اينهمه پادشاهى داده از من رشوه نخواست جعفر روايت كند كه (فانصرفنا و كنا فى خير دار و اكرام جوار) حق سبحانه موافق قول نجاشى كه در حبشه مىگفت اين آيه را در مدينه فرو فرستاد كه إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ الايه و مرويست كه يهود عمار و معاذ جبل و حذيفه يمانى را با دين خود دعوت مىكردند و ميخواستند كه ايشان را از راه راست بگردانند چنان كه در سورة البقره مذكور شد حقتعالى فرموده كه وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ دوست ميدارند يعنى تمنا مىكنند و آرزو مىبرند گروهى از اهل كتاب كه يهودند لَوْ يُضِلُّونَكُمْ آنكه گمراه گردانند شما را خطاب بعمار است و معاذ و حذيفه و لو بمعنى آن وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ و حال آنكه گمراه نسازند مگر نفسهاى خود را يعنى متخطى نشود اضلال از ايشان و وبال آن راجع نشود مگر بر ايشان زيرا كه اهل ايمان دعوى ايشان را قبول نخواهند كرد و آن دعوت مضاعف اتم و عذاب ايشان