تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
كرد تا علم پيدا كند بآنكه حق سبحانه ايجاد شيء خواهد كرد و بنا برين استعمال لفظ امر اينجا در (ما ليس بامر) جهت دلالتست بر آنكه فعل او بمنزله فعل مأمور است كه هيچ كلفتى در آن بر امر آن نميرسد و قوله وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ كلاميست مبتدا كه محلى از اعراب ندارد و ذكر آن بجهت تطييب قلب مريم است و ازاحه آنچه او را مهموم ساخته بود از خوف لوم آنكه گويند كه مريم فرزند بيشوهر آورده و يا آن كه عطفست بر يبشرك به وجيها يا يخلق و بر هر تقدير معنى آنست كه بياموزد او را خدا كتابهاى فرو فرستاده شده پيش از او چون صحف شيث و ابراهيم و غير آن وَ الْحِكْمَةَ و علم حلال و حرام كه حكمة شريعت است و علم سنن يا ادله عقليه وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ تعليم دهد او را تورية و انجيل تخصيص اين دو كتاب از كتب منزله جهت تفضيل است و ميتواند بود كه مراد بكتاب كتبه باشد يعنى علم نوشتن را باو تعليم دهد و قوله وَ رَسُولًا منصوب است بمضمر بر اراده قول و تقدير اينست كه (و يقول ارسلت رسولا) يعنى گويد فرستاده شدهام فرستاده شدنى إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ بسوى فرزندان يعقوب تخصيص بنى اسرائيل بجهت خصوص بعث اوست بايشان يا بنا بر رد دعوى آنكه گفته كه او بر غير بنى اسرائيل مبعوث شده و يا منصوب است بعطف بر احوال متقدمه گاهى كه متضمن معنى نطق باشد فكانه قال (و ناطقا بانى) يعنى در حالتى كه گويا باشد وقت فرستادن او أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بآنكه من بتحقيق آوردهام بشما بِآيَةٍ علامتى و نشانه مِنْ رَبِّكُمْ از نزد پروردگار شما و آن علامت گواه رسالت من است و مراد به آية جنس است نه فرد زيرا كه پنج علامت ذكر ميكند اول أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ منصوبست محلا بر آنكه بدل است از انى قد جئتكم يا مجرور بآنكه بدل باشد از آية يعنى ناطق شود به اينكه من تصوير ميكنم براى شما يا آوردهام بشما اين علامت را كه ميسازم و مصور مى گردانم براى شما و يا مرفوع المحل است بر حذف مبتدا اى هى انى يعنى اين علامة آنست كه ميسازم براى شما مِنَ الطِّينِ از گل كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ مانند شكل مرغى فَأَنْفُخُ فِيهِ پس ميدمم نفس خود را در آن چيزى كه بشكل مرغ از گل ساختهام فَيَكُونُ پس ميگردد آن گل مصور طَيْراً مرغى زنده پرواز كننده بِإِذْنِ اللَّهِ بامر خدايا بمشيت او گويند بشكل خفاش از گل ميساخت و بر دست گرفته نفس در او ميدميد بقدرة ربانى طيران آغاز مىكرد و ميان آسمان و زمين بپرواز ميآمد و تخصيص خفاش جهت آن بود كه خلقت او در ميان مرغان تمامتر است چه او را پستان و دندان هست