تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
باشد يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز (على رؤس الاشهاد) تا بدان فضيحت يابد اگر چه سوزنى يا رشته باشد در اخبار آمده كه شخصى بعد از قسمت غنيمت رسنى كهنه كه قبل از قسمت برداشته بود نزد رسول (ص) آورد آن حضرت قبول نكرد و فرمود نگاه دار تا در قيامت بيارى و كلبى گفته كه چيزى دزديده و خيانت كرده را بيارند و در ميان دوزخ بنهند و سارق و خاين را بگويند كه برو آن را برگير چون برود آن را برگيرد و بر پشت نهد و بكناره دوزخ آورد آن را بردارند و باز بموضع خود نهند و او را باز تكليف كنند تا برود و آن را بردارد تا بكناره دوزخ رساند و باز آن را بجاى خود رسانند و او را بر حمل آن اجبار كنند و هميشه عذاب او بدين نوع بود ابو هريره روايت كرده كه روزى رسول خدا خطبه ميخواند چون بذكر غلول و خيانت رسيد در آن مبالغه بسيار فرمود و گفت
لا ألقين احدكم يوم- القيمة يجيء و على رقبة بغير له رغاء يقول يا رسول اللَّه اغثنى فاقول قد بلغت قد بلغت لا املك لك من اللَّه شيئا
بايد كه نه بينم يكى از شما را روز قيامت كه آيد و شترى بر گردن گرفته و آن شتر بانگ و فرياد كند و آن كس گويد يا رسول اللَّه فرياد من رس من گويم كه رسانيدم آنچه حق رسانيدن بود و تبليغ نمودم آنچه بآن مأمور بودم امروز مالك آن نيستم كه فايده بتو رسانم زيرا كه فرمان خدا بتو رسانيدم و تو آن را نشنيدى و مثل اين روايت از ابن عباس و ابن حميد ساعدى و ابن عمر و قتاده مرويست و در خبر است كه يكى اصحاب روز خيبر فرمان يافت گفتند يا رسول اللَّه بر اين مرد نماز كن فرمود شما برويد و نماز بر او بگذاريد گفتند يا رسول اللَّه چه گناه كرده كه شما بنماز او حاضر نمىشويد فرمود خيانت كرده متاع او را بجستند مهره از كفار خيبر دزديده بود كه بدو درم نميارزيد ابو هريره روايت كند كه چون از خيبر مراجعت كرديم و بوادى القرى رسيديم رسول را غلامى سياه بود نام او مدغم آنجا ايستاده بود و بارها را از چاروا فرو ميگرفت ناگاه تيرى بر او فرمود آمد فى الحال بيفتاد و بمرد صحابه گفتند يا رسول اللَّه هنيئا له الجنة فرمود لا بخدايى كه مرا بحق بخلق فرستاد كه خلاف اينست كه مىگوييد بدانيد كه آن گليم كه بر پشت دارد و بيش از قسمت غنيمت برگرفته بود فرداى قيامت آن گليم بر تن او آتش شود و از را احاطه نمايد صحابه چون اين را بشنيدند هر يكى محقرى مىآوردند مانند شراك و دوال و ميگفتند يا رسول اللَّه از تو زينهار ميخواهيم مبادا كه فردا اين آتش شود و در ما پيچيد پيغمبر فرمود كه
المغلول من جمر جهنم
خيانت از اخگر جهنمست و ميتواند بود كه مراد بقول يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ علامتى باشد كه بآن شناخته شود كه چه نوع معصيت از بنده صادر شده تا موجب فضيحت او شود در عرصه قيامت و سبب استحقاق عقوبت او بر اهل عرصات ظاهر گردد كما قال سبحانه لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌ هم چنان كه علامتى بر مطيع ظاهر گردد كه بآن بدانند كه او از اهل انقياد