تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٣٠ تا ٢٣٩
فرزند ششماهه آورده بود عمر فرمود تا او را رجم كنند امير المؤمنين (ع) فرمود اگر كسى بكتاب خدا با تو خصومت كند بر تو غالب شود عمر گفت چگونه فرمود لقوله تعالى وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً مدت رضاع دو سال است و مدت حمل شش ماه مجموع سى ماه باشد عمر بفرمود تا او را رها كردند و مدت رضاع سنت دو سال است اگر زياده از سه ماه نقصان كنند جايز نباشد بجهت آنكه موجب ضرر است بر طفل و اگر زياده از دو سال شير دهند حرام باشد و رضاع حرام را اثرى نباشد
لقوله لارضاع بعد الحولين
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ و بر آن كس كه فرزند براى او زائيده شده رِزْقُهُنَ روزى اين شير دهندگان يعنى خورش ايشان وَ كِسْوَتُهُنَ و پوشش ايشان بِالْمَعْرُوفِ بطريق اقتصار و اعتدال و يا بر قدر وسعت او و يا بحسب رأى حاكم مراد بمولود له پدر است چه ولد براى او مولود شده است و منسوب باوست و تغيير عبارت بجهت اشاره است بمعنى كه مقتضى وجوب ارجاع و مؤن مرضعه است بر او و قوله لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها تعليلست براى ايجاب مئون و تقييد بمعروف دليل است بر آنكه حقتعالى تكليف بنده نميكند بآنچه فوق طاقت او باشد و اين مانع امكان او نيست يعنى تكليف كرده و رنج افكنده نشود هيچ نفسى مگر آن را كه گنجايش و توانايى آن دارد اين رد مذهب مجبره است در حسن تكليف ما لا يطاق لا تُضَارَّ والِدَةٌ تفصيل ايجاب مؤانست يعنى بايد كه رنج نرساند هيچ مادرى بِوَلَدِها بفرزند، شير خواره خود كه او را از خود جدا كند و بپدر دهد و احتمال دارد كه صيغه مجهول باشد يعنى بايد كه رنج رسانيده نشود مادر بسبب فرزند مراد آنست كه با وجود رغبت او بشير دادن فرزند را از او انتزاع نكند و بدايه دهد و يا او را بر رضاع اكراه نكند و اگر قبول كند نفقه برو كسوه از او باز نگيرد وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ و بايد كه ضرر نرساند مولود له يعنى پدر بِوَلَدِهِ بفرزند خود كه او را در وقت شير خوارگى از مادر باز ستاند يا بايد كه ضرر رسانيده نشود پدر بواسطه فرزند يعنى از او زياده از خورش و پوشش نطلبند و اضافه ولد بمادر يك بار و پدر بار دگر جهة اشفاق ايشانست بر او و تنبيه بر آنكه سزاوار آنست كه هر دو متفق شوند بر استصلاح او و اشفاق بر او و جايز نيست كه ضرر باو رسانند و يا بسبب او متضرر شوند از يكديگر از صادق (ع) مرويست كه مضاره نكنند مادر را بمنع شوهر از مواقعه بجهت خوف حمل و نه پدر را بامتناع او از مجامعت بجهت شفقت بر ولد وَ عَلَى الْوارِثِ عطفست بر قوله وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَ و ما بينهما تعليل است متعرض يعنى و بر وارث مولود له است چون مولود له متوفى شود مِثْلُ ذلِكَ مانند آنچه بر مولود بود از نفقه و كسوه