تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠١ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٩٠ تا ٢٠٠
انفسهم بمفازة) يعنى بايد كه نپندارند آنان كه شادمانند بآنچه اتيان ميكنند از كتمان نعت پيغمبر (ص) كه رستگار گردند از آتش دوزخ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ و مر ايشان را عذابيست دردناك در روز رستخيز بجهت كفر و تدليس ايشان وَ لِلَّهِ و مر خدايراست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها پس مالك امور عباد است و بر وفق اعمال ايشان را بجزا و سزا ميرساند وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ و خدا بر همه چيزها از مثوبت ابرار و عقوبت اشرار و غير آن از اهلاك و انشا و تصرف در جميع امور ممكنه قَدِيرٌ تواناست
آوردهاند كه قريش از يهود پرسيدند كه معجزه موسى چه بود ايشان حديث عصا و يد و بيضا با معجزات ديگر در ميان آوردند و از نصارى اعجاز عيسى (ع) سؤال كردند احياء موتى و ابراء مرضى باز گفتند پس بجناب نبوت آمده گفتند اى محمد (ص) ما از معجزات موسى و عيسى خبر يافتهايم و بطلب معجزات تو كه محمدى (ص) بدينجانب شتافتهايم اگر كوه صفا را زر سازى آن را علامت يگانگى معبود تو دانيم حقتعالى اين آيه فرستاد كه اگر شما طالب آيات خدائيد إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ بدرستى كه در آفرينش آسمانها و آنچه در ويست از صنوف عجايب وَ الْأَرْضِ و در آفرينش زمين و آنچه درو است از انواع غرائب وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و آمد شد شب و روز يا اختلاف ايشان در نور و ظلمت يا نقصان و زياده لَآياتٍ هر آينه نشانها است بر وجود صانع و وحدت او و كمال علم و قدرت او لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوندان خود را كه عقول ايشان از شوائب حسن و وهم صافى و بادراك دقايق اسرار و حقايق اثار وافى باشد و اقتصار بر خلق سماوات و ارض و اختلاف ليل و نهار جهة آنست كه تغيير مناط استدلال است و اين امور در معرض جمله انواع تغيرند چه تغير يا در ذات شيء است چون تغيير ليل و نهار و يا در جزء شيء چون تغير عناصر بتبدل صور آن يا در خارج از شيء چون تغير افلاك بتبدل اوضاع آن و لهذا از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
ويل لمن قرأها و لم يتفكر فيها
واى مر آن كسى را كه اين آيه بخواند و در آن تفكر نكند و در مجمع آورده كه وجه دلالت خلق سماوات و ارض بر وجود واجب الوجود لذاته و قدرت و علم او آنست كه وجود هر دو متضمن اعراض حادثه اند و هر چه منفك از حادث نيست حادث است و محدث را ناچار است از محدثى كه احداث آن كند و موجدى كه ايجاد آن نمايد پس وجود و حدوث اين هر دو دال است بر آنكه آنها را محدثى و قادرى هست و ابداع آنها با آنچه در آنست از بدايع غريبه و امور جاريه بر غايت انتظام و انساق دال است بر