تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
رسيد بسيار ملول شد حقتعالى جهت تسكين خاطر عاطر حضرت رسالت (ص) و ساير مؤمنان كه از اين ممر غبار اندوه بر ايشان راه يافته بود آيه مذكوره نازل گردانيد و بعد از آن فرمود كه يَسْتَبْشِرُونَ شادى مىكنند اين شهداء بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ برحمتى كه فايز شده از خدا بر ايشان از جهت پاداش عمل ايشان وَ فَضْلٍ و افزونى بر آن نعمت زياده بر قدر استحقاق ايشان كقوله (للذين احسنوا الحسنى) و زيادة تكرار يستبشرون جهت تاكيد است يا بجهت بيان قوله الا خوف و ميتواند بود كه اول براى بيان حال بازماندگان ايشان باشد و ثانى براى ذكر حال نفسهاى ايشان و تنكير رحمت و فضل براى تعظيم و تكثير است و قوله وَ أَنَّ اللَّهَ عطفست بر فضل يعنى استبشار ايشان بنعمت و فضل است از خدا و بآنكه خدا لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ضايع نميكند مزد كار مؤمنان موحد مجاهد را على بن موسى الرضا (ع) از آباى گرام خود صلوات اللَّه عليه نقل فرموده كه ابى عبد اللَّه الحسين (ع) روايت كرده كه روزى امير المؤمنين (ع) بر بالاى منبر خطبه ميفرمود و خلقان را بر جهاد تحريص ميكرد جوانى برخواست و گفت يا امير المؤمنين ثواب مجاهد و فضل او چه باشد فرمود چون مرد غازى عازم شود بر جهاد حقتعالى براتى براى او از آتش دوزخ بنويسد و چون بتهيه اسباب اشتغال نمايد او سبحانه با فرشتگان باو مباهات كند و چون اهل و عشيره خود را وداع كند در و ديوار برو گريه كنند و از گناه بيرون آيد مانند مار از پوست و حق سبحانه بر هر مردى از غازيان چهل هزار فرشته موكل سازد تا آنكه پس و پيش او فرا گيرند و او را محافظت كنند و هيچ حسنه نكند مگر كه مضاعف آن را در نامه عمل او ثبت كنند و هر روزى براى او عبادة هزار مرد بنويسد كه هر مردى هزار سال عبادت كرده باشد و هر سالى سيصد و شصت روز و هر روز چند برابر مدت دنيا چون بمقابل اهل كفر بايستد علما و حساب اهل دنيا از حصر ثواب او باز مانند و چون بمعركه درآيد و نيزهها بهم راست كنند و كمانها زه كنند و تيرها پيوند نمايند و بيكديگر اندازند فرشتگان اجنحه خود را بر مجاهدان بگسترانند و دعا كنند ايشان را بثبات و نصرت قدم و منادى ندا كند كه
الجنة تحت ظلال السيوف
و چون اين آواز بگوش ايشان رسد هر طعنه و ضربة كه بر ايشان واقع شود ايشان را خوشتر از آشاميدن شربت آب سرد باشد در هواى گرم و چون شهيد از پشت چاروا بگردد بجهة ضربه يا طعنه هنوز بزمين نرسيده باشد كه از جنة حور العين نزد او آيند و وى را بشارت دهند بآنچه حقتعالى براى او بهشت آماده كرده باشد از كرامت عاليه و مرتبه رفيعه و چون در زمين افتد زمين با او بسخن درآيند كه
مرحبا بالروح الطيب اخرجت من البدن الطيب
بشارت باد ترا كه براى تو مهيا و آماده ساخته آن چه هيچ چشمى مثل آن را نديده و هيچ گوشى مانند آن نشنيده و بر خواطر هيچ