تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
ايشان بآنست كه ميدانند كه اقربا و دوستان ايشان در پس ايشان بر ايمان و طاعة مقيم باشند و خدا آن ها را بر احوال ايشان مزد دهد و آنها در طاعت افزوده بميامن كثرت طاعت و مجاهده نفس به ايشان ملحق گردند و يا خوشحالى ايشان بآنست كه ايشان تقدم نمودند بر جماعتى كه در خلف ايشانند و پيش از ايشان باين مرتبه عظمى رسيدند و يا شادمانند به آنكه جماعتى كه در پس ايشان بشهادت متوفى نشده اند و بر حتف انف خود مردهاند بفضل و مرتبه ايشان نرسيدهاند و گويند در وقت قبض روح شهيد كتابى باو ميدهند كه درو ذكر خوشحالى و مزيت مرتبه برادران اوست كه قبل از او بشرف شهادت رسيدهاند و بجهت ابن مسرور و خوشحال گردند و بنا بر اين ضمير لم يلحقوا راجع به شهدا است و ضمير بهم راجع بالذين و قوله أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ بدل الذين است يعنى استبشار ايشان بآنست كه هيچ ترسى نيست بر ايشان از آنچه در پيش ايشان خواهد بود وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ و نباشند كه اندوهناك گردند بر مفارقت احبا در دنيائند مراد آنست كه سرور ايشان بآن چيزى است كه مبين شده باشد ايشان را از امر آخرت و از حال مؤمنانى كه واگذاشتهاند در پس خود يعنى معلوم ايشان گشته باشد كه در مرتبه جليله ايشان هرگز قصورى پيدا نشود و سمت زوال و انقطاع نپذيرد و مؤمنان چون بميرند يا شهيد شوند زنده باشند بحياتى كه خوف وقوع محزون و حزن فوات محبوب مكدران نباشد و در مجمع گفته كه اين آيه و آيتى كه در عقب آنست در شهداى بدر نازل شده و ايشان چهارده بودند هشت از انصار و شش از مهاجرين و نزد ابن مسعود و قتاده و ربيع در شهداى احد است كه هفتاد مرد بودند چهار از مهاجران كه آن حمزه عبد المطلب بود و مصعب بن عمير و عثمان بن نعاس و عبد اللَّه بن حجش و باقى از انصار بودند و از صادق (ع) و اكثر مفسرين نقل است كه در شان شهداء بدر نزول يافته و گويند درباره شهداى بئر معويه نازل گشته و ايشان هفتاد كس بودند كه حضرت رسالت (ص) منذر بن عمرو را امير ايشان كرده بود باهل نجد فرستاد كه در حوالى بئر معويه نزول كرده بودند چون به اين موضوع رسيدند حرام بن ملحان از ميان ايشان پيش آمد و نامه حضرت رسالت پناه را به عامر بن طفيل داد كه رئيس ايشان بود وى در آن نظر نكرد و التفاتى بآن ننمود حرام برخواست و بآواز بلند گفت يا (اهل بئر معوية انى رسول رسول اللَّه اليكم و انى اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه فامنوا باللَّه و رسوله) مردى از گوشه خيمه نيزه باو رسانيده در پهلوى او فرو رفت و بطرف ديگر بيرون آمد حرام گفت اللَّه اكبر فزت و رب الكعبة بعد از آن عامر بن طفيل مردمان خود را بر حرب مسلمانان تحريص كرده همه مستعد حرب شدند و شبانگاه بود كه بر سر ايشان تاختند و همه را بكشتند چون اين خبر برسول (ص)