تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٩ - سوره آل عمران(٣) آيات ١١٠ تا ١١٩
يعنى فرا مگيريد كافران را دوستان و مخصوصان خود كه از غير ملت شمايند تا افشاى اسرار و ضماير خود كنيد بر ايشان پس بيان علت منع از مواسلة ايشان ميكند بقوله لا يَأْلُونَكُمْ تقصير نميكنند شما را خَبالًا تباهى الو بمعنى تقصير است و اصل آن آنست كه متعدى بحرف باشد و تعديه بدو مفعول بر تضمين معنى منع يا نقص است كقولهم (لا الوك نصحا و ما الوته خيرا او شرا) و خبال بمعنى فساد است (و منه الخبل بفتح الباء و سكونها للجنون لانه فساد العقل و رجل مخبل الراى اى فاسد الراى) پس حقيقت معنى آنست كه باز نميدارند شما را فساد و ضلال وَدُّوا ما عَنِتُّمْ دوست دارند شدت ضرر و صعوبت مشتقت شما را و در مجمع گفته كه اشتقاق آن از عنت است كه بمعنى مشقت شديده است و ما براى مصدريه است اى (تمنوا عنتكم و شدة مشقتكم) چنانچه باين مفسر شده قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ بتحقيق كه آشكارا شده است دشمنى يعنى علامة عداوت ظاهر گشته است مِنْ أَفْواهِهِمْ از دهنهاى ايشان يعنى از سخنان كه بر دهن ايشان ميگذرد چه بجهت فرط بغض ايشان ضبط خود نميتوانند كرد كه از السنه ايشان صادر نشود و از امير المؤمنين (صلوات اللَّه عليه) روايت است كه
ما اضمر احد شيئا الا ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه
هيچ كس چيزى پنهان نكند الا كه آن ظاهر شود در ميان سخنان او و از دو صفحه روى او و اين بسبب شدت عداوت يهود بود كه پيوسته در تجسس عيوب مسلمانان بودند و از غايت حقد و بغض منافقان بود كه سخنان فتنه انگيز در حق حضرت رسالت (ص) ميگفتند (و لهذا قال) وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ و آن چه پنهان مىدارد دلهاى ايشان أَكْبَرُ بزرگتر است و بيشتر است از آن چه بر زبان ميرانند زيرا كه بدو ظهور آن نه از رويت و اختيار است قَدْ بَيَّنَّا بتحقيق كه بيان كرديم لَكُمُ الْآياتِ براى شما آيتهاى داله بر وجوب اخلاص در دين و لوازم موالات شما با مؤمنان كه اولياء خدايند و معادات شما با كافران كه دشمن اويند إِنْ كُنْتُمْ اگر هستيد شما كه از روى صدق و انصاف تَعْقِلُونَ دريابيد و تعقل كنيد مواقع نفع را كه دوستان جانىاند و مكامن ضرر را كه دشمنان نهانىاند اين جمل اربع مستانفاند بر تعليل نهى از آنكه فرا گيرند كافران را دوستان مخلص خود و نيز بجهت تاكيد معنى مذكور ميفرمايد كه ها تنبيه است بر خطاى ياران كه با اغيار دم دوستى ميزدند