تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٨
آن را نسخ ميكرد و پيش از عمر مشهور ميشد و غير او كسان ديگر از اصحاب ميشنيدند و؟؟؟؟
آن منع ميكردند و حال آنكه پيش از او هيچ كس از آن منع نكرد و در زمان او نيز غير او؟؟؟
ديگر منع نكرد و بعد از او هر كس منع ميكرد از متابع او بود و اگر وى در نسخ متعه از پيغمبر ص چيزى؟؟؟؟
باشد لازم آيد كه حضرت رسالت ص نسخ متعه را با وجود اشتهار تمام در ميان امت بعمر خطاب گفته باشد و بهيچ كس ديگر نگفته باشد اصلا و از همه امت نهان كرده باشد و همه اهل اسلام را در غفلت باز گذاشته باشد تا عمل كنند بحكمى كه منسوخ باشد و ارتكاب امر غير مشروع كنند و اين محالست و معتقد اين كافر است پس معلوم شد آنچه عمر بر بالاى منبر گفت از پيش خود گفت و از پيغمبر (ص) نشنيده بود و مخفى نيست كه اين دليل پنجم در حقيقت مركب از دو دليل است چنان كه بتامل صادق معلوم ميشود اما چون متفرع از اول بود در سلك يك دليل انتظام يافت دليل ششم آنكه جمعى از سنيه در تصانيف خود آوردهاند كه متعه منسوخ نشد و گفتهاند كه جمعى از صحابه و تابعين مثل عبد اللَّه بن عباس و سعيد بن جبير و ابى ابن كعب و جابر بن عبد اللَّه انصارى و غير هم بر آنند كه متعه منسوخ و باطل نيست و بر حال خود است و عمر خطاب از پيش خود گفت و از پيغمبر (ص) چيزى وارد نشده چنان كه مسلم و بخارى هر دو در صحيح خود از طرق متعدده روايت كردهاند كه عمر متعه را باطل كرد و نهى نمود و غير از او هيچ كس ديگر منع نكرد و مخفى نيست كه اين سخن دليل صريح است بر آنكه متعه منسوخ نشد و نيز ثعلبى كه از اكابر سنيانست در تفسير خود از رواة طريق خود آورده كه در مصحف ابن عباس چنين بود كه (فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى) و نيز در تفسير خود نقل كرده كه اين آيه منسوخ نشد و نيز در آن تفسير از امير المؤمنين (ع) روايت كرده كه
لولا ان عمر نهى عن المتعة مازنى الا الاشقى
يعنى اگر عمر از متعه منع نميكرد هرگز زنا واقع نميشد مگر از بدبختترين مردمان و اين روايات همه دليل قوى است بر آنكه متعه منسوخ نشد و مشروعيت آن مستمر است و عمر در باب منسوخيت آن از پيغمبر (ص) چيزى نشنيده بود دليل هفتم كه براى الزام خصم و اثبات مدعى اقوى است چنان كه گفتهاند كه (الحس-؟؟
ما شهدت به الضراء) اينست كه در جمع بين الصحيحين روايت كردهاند از عبد اللَّه عباس كه گفت در زمان حضرت رسالت (ص) متعه ميكرديم تا آنكه عمر بخلافت برخواست و گفت خداى تعالى براى پيغمبر خود هر چه ميخواست حلال ميكرد اكنون او درگذشت و قرآن بجاى خود است پس چون بحجى يا عمره كه شروع كرديد آن را باتمام رسانيد چنان كه حق تعالى فرموده و توبه كنيد از متعه زنان و هر؟؟؟
مردى را كه نزد من آريد كه او متعه كرده باشد سنگسار كنم پس مخفى نيست كه اين روايت از طريق سنيانست چنان كه مذكور شد و اين دليل صريح است بر آنكه عمر مغير شريعت بود و دلالت بر جرأت و طغيان او ميكند در تغيير دين پيغمبر (ص) و دليل است بر آنكه او محرم ما احل اللَّه و محلل ما حرم اللَّه