تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥١ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
ثعلبى باسناد خود اين حديث را از عبادة بن صلت روايت كرده و بعد از آن در اخر آن نقل كرده كه
ان اللَّه يقبل توبة عبده ما لم يغرغر به
بدرستى كه حق تعالى قبول ميكند توبه بنده خود را ما دام كه جان در گلوى او نگرديده باشد و بعد از اين نقل از حسن روايت كرده كه حضرت رسالت (ص) فرمود كه شيطان ملعون بحضرت پروردگار خطاب كرد باين عبارت كه
و عزتك و عظمتك لا افارق ابن آدم حتى يفارق روحه
بعزت و عظمت تو سوگند كه من از فرزندان آدم جدا نشوم تا آنكه روح او از تن او جدا نشود حقتعالى در جواب او فرمود كه
و عزتى و عظمتى لا احجب التوبة عن عبدى حتى يغرغر بها
يعنى بعزت و ببزرگوارى خود سوگند ميخورم كه باز ندارم توبه را از بنده خود تا آنكه روح او بغرغره رسد پس احاديث مذكوره مصرحند بآنكه توبه عاصى در همه حال مقبولست و اگر چه در مرض الموت باشد و بعد از ظهور موت تا آنكه روح او بحد غرغره رسد و در تفسير عين المعانى آورده كه تايبى كه بيكنفس پيش از مرگ توبه كند ملائكه بطريق استحسان ميگويند كه زود آمدى و چه خوش مسارعت نمودى و اكابر علما و عرفا گفتهاند كه چون وقت حلول اجل و زمان نزول موت معلوم نيست پس هر نفسى را دم آخر تصور بايد كرد و از رجوع بحضرت او غافل نبايد بود
|
غافل مشو اى عاصى و با درد دو ندم باش |
هر دم دم آخر شمر و حاضر دم باش |
|