تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٩ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
زيرا كه نزد جمهور مفسرين فاحشه در آيه بمعنى زنا است و حكم اين آيه منسوخست بحدى كه مفروض است در سوره النور و در حبس و اذى اختلافست حسن گفته كه اذى در اول امر بوده و نزول آيه اخيره قبل از آيه اولى بوده پس اول اذى است و بعد از آن حبس و بعد از آن جلد يا رجم و سدى گفته كه حبس در ثيبين است و اذى در بكرين و نيز گفته شده كه حبس نسار است و اذى رجال را و جبائى گفته كه در آيه دلالة است بر نسخ قرآن بسنة زيرا كه اين آيه منسوخ شده برجم و جلد و كسى كه تجويز نميكند نسخ قرآن را بسنت ميگويد اين آيه منسوخ است بجلد و زنا و رجم بآن اضافه شده كه رجم ناسخ آن گشته باشد و اما اذى در آيه منسوخ نيست زيرا كه زانى را ايذا و تعنت ميبايد كرد بر فعل او و او را بر آن مذمت نمود و ليكن اقتصار بر آن نميبايد كرد بلكه جلد يا رجم را بآن اضافه ميبايد كرد و بدان كه چون حقتعالى ذات خود را بتواب و رحيم وصف كرد در عقب آن بيان شرايط آن كرده ميفرمايد كه إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ و اين مأخوذ است از (نأى عليه اذا قبل توبته) يعنى جز اين نيست كه قبول توبه بر خدا است باين معنى كه در حكم امريست كه محتوم باشد بر خدا بجهت مقتضاى وعده او يعنى اگر چه قبول توبه در نفس الامر بر او سبحانه واجب نيست اما چون كه بآن وعده فرموده لازمست كه بآن وفا كند چه خلف در آن متصور نيست و انما بمعنى حصر است يعنى حق تعالى قبول توبه نميكند مگر لِلَّذِينَ براى كسانى كه يَعْمَلُونَ السُّوءَ ميكنند بدى را بِجَهالَةٍ در حالتى كه ملتبساند بنادانى و سفه چه ارتكاب ذنب سفه است و تجاهل و لهذا قيل (من عصى اللَّه فهو جاهل حتى ينزع من جهالته) و دمياطى گفته كه گناه مؤمن بجهلست نه از روى شك و عناد و جحود و استكبار و ميشايد كه مراد جهل او باشد بعقوبت آن كسانى كه عاقل باشند و دانا بقبح معصيت و با خبر از حال نشاءه آخرت و عقوبات آن نفس خود را در دام مكر و حيله و وسوسه شيطان نمياندازند و متابع شهوات نمى شوند تا بجهة آن مرتكب فعل قبيح شوند و در مجمع آورده كه علما در اين آيه جهالت را بوجوه متعدده تفسير كردهاند يكى آنكه هر معصيتى كه بنده ميكند بر سبيل جهالت است و اگر چه عمدا از او صادر شده باشد زيرا كه جهل داعى آن شده باين و تزيين آن نموده در نظر او و اينقول ابن عباس و مجاهد و قتاده است و مروى از ابى عبد اللَّه (ع) چه آن حضرت فرمود
كل ذنب عمله لتبدو ان كان عالما فهو جاهل حين خاطر بنفسه فى معصيته ربه فقد حكى اللَّه سبحانه قول يوسف لاخوته هل علمتم ما فعلتم بيوسف و اخيه اذ انتم جاهلون فنسيهم الى الجهل لمخاطرتهم بانفسهم فى معصية اللَّه
يعنى هر گناهى مىكند بنده و اگر چه عالم باشد بآن پس او حقيقت جاهل است چه مخاطره ميكند بنفس خود در معصية خداى خود و حق تعالى حكايت كرده از قول يوسف و برادران او كه هل علمتم الخ و نسبت داده