تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
كارى كنيد بر قدر توانايى خود و نزد ابن عباس و طاوس منسوخ نيست و مراد از آن قيام است بمفروضات و اجتناب از محرمات و اين امريست مقدور از همه كس پس منسوخ نباشد و بر هر تقدير درين امر تأكيد نهى است از طاعت اهل كتاب و اصل تقات وقيت است كه قلب و او مضمومه كردهاند بتا هم چنان كه در توده و تخمه و يا بالف منقلب شده حاصل كه حقتعالى ميفرمايد بترسيد از خدا در ارتكاب اوامر و اجتناب از نواهى وَ لا تَمُوتُنَ و مميريد إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ مگر در حالتى كه شما مسلمانان باشيد مراد آنست كه مباشيد بر هيچ حالى از احوال سواى حال اسلام در وقتى كه موت شما را دريابد چه لفظ نهى اگر چه بر موت واقع شده اما فى الحقيقه امر است باقامت اسلام تا حين موت و در انوار گفته كه نهى از مقيد بحال يا بغير آن گاه هست كه متوجه ميشود بالذات بجانب فعل و گاه هست كه متوجه است بقيد و گاهى بهر دو نه بفعل فقط و بقيد فقط و نهى نيز از اين قبيل است و در مجمع آورده كه معنى آنست كه ترك اسلام مكنيد بلكه بر حال اسلام باشيد تا آنكه موت چون بر شما وارد شود بر اسلام مصادفه كند و بعد از آن گفته كه ورود حرف نهى بر موت جهة حسن استعاره است و زوال لبس چه بديهيست كه موت مقدور بشر نيست تا امر باو تعلق گيرد پس البته متوجه خواهد بود بقيد و معنى آنكه در حين موت بر هيچ حالى نباشيد مگر بر حال اسلام فضيل تفسير اسلام بحسن ظن كردهاى (الا و انتم محسنون الظن باللَّه) ابن عباس از رسول (ص) روايت كرده كه بعد از تلاوت اين آيه كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ فرمود كه
قالوا ان قطرة من الزقوم قطرت فى الارض لا مرت على وجه الارض معيشتهم فكيف بمن هو طعامه
يعنى آن حضرت بعد از تلاوت اين آيه فرمود اگر قطره از زقوم بر زمين چكد زندگانى بر اهل دنيا تلخ شود پس چگونه بود حال آن كس كه همه طعام از آن بود پس بايد كه با صفت اسلام از دنيا رحلت نمايد وَ اعْتَصِمُوا و چنگ در زنيد اى انصار بِحَبْلِ اللَّهِ بدين خدا كه حبلى متين است جَمِيعاً در حالتى كه مجتمع باشيد ابو سعيد خدرى و قتاده گويند مراد قرانست
لقوله (ع) القران حبل اللَّه المتين
و بر هر تقدير استعاره حبل از براى آن از حيثيت آنست كه تمسك بآن سبب نجاتست از ردى هم چنان كه تمسك بحبل سبب سلامتى است از تردى و وثوق بآن و اعتماد بر آن ترشيح مجاز است براى اعتصام و خلاصه معنى آنست كه مجتمع شويد بر استعانة بخدا و وثوق باعتصام او و گويند مراد موافقت حضرت رسالت (ص) است يعنى همه اجتماع نمائيد در اعتصام بذيل متابعت سيد انام (ص) چه بى آنكه بظاهر و باطن چنگ در حبل اتباع آن حضرت زنند نه راه بمقصد اصلى توان برد و نه بمطلوب حقيقى توان رسيد نظم