تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
نازل ساخت كه الَّذِينَ صفت آن مؤمنان است و يا منصوب است بر مدح و يا مبتدا است و خبر آن للذين تا آخر كه بعد از اين مذكور است يعنى آنان كه از روى صدق اسْتَجابُوا اجابت كردند لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مر فرمان خدا و رسول را مِنْ بَعْدِ ما از پس آنكه أَصابَهُمُ الْقَرْحُ رسيده بود ايشان را جراحتها لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ مر آن كسانى را كه نيكويى كردند از ايشان بوفاى عهد و امثال امر وَ اتَّقَوْا و بترسيدند از غضب خدا در مخالفت امر پيغمبر (ص) أَجْرٌ عَظِيمٌ مزدى بزرگ است كه آن بهشت عدنست كه مشتمل است بر نعيم ابدى من از براى بيانست و مقصود از ذكر وصف احسان و اتقاء مدح و تعليل است نه تقييد زيرا كه همه اهل استحسان محسن و متقىاند و نيز در صفت ايشان مى- فرمايد كه الَّذِينَ يعنى اهل ايمان حقيقى آنانند كه از جهت تخويف قالَ لَهُمُ النَّاسُ گفتند مر ايشان را مردمان يعنى ركب عبد القيس إِنَّ النَّاسَ بدرستى كه اصحاب او قَدْ جَمَعُوا جمع شدهاند و متفق گشته لَكُمْ براى قتال و استيصال شما فَاخْشَوْهُمْ پس بترسيد از ايشان كه شما را با ايشان طاقت حرب نيست فَزادَهُمْ إِيماناً پس زياده گردانيد اين سخن مؤمنان را تصديق و يقينى در كار خود بجهت كثرت تامل و تباصر حجج و بدين سبب از سخن ايشان نترسيدند وَ قالُوا و گفتند بر وجه صدق و كمال اعتقاد حَسْبُنَا اللَّهُ پسنديده است ما را خدا در يارى دادن و كفايت كردن وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ و نيكوكار گذاريست حضرت پروردگار بدانكه ضمير مستكن در فزادهم راجع است بمقول يا مصدر يا فاعل آن اگر نعيم بن مسعود باشد و ضمير بارز راجع بمقول لهم و حقيقت معنى اينكه اهل اسلام التفات به اين قول نكردند و ضعف و وهن در اعتقاد ايشان راه نيافت بلكه بسبب كثرة دلايل و حجج نزد آن حال ايمان ايشان بنهايت رسوخ رسيد و اظهار حميت اسلام نموده اخلاص نيست ايشان بحد افراط كشيد و صحيح آنست كه ايمان قابل شدة و ضعف نيست مگر كه گاهى كه ايمان عبارت باشد از تصديق بجنان و اقرار بلسان و عمل باركان يعنى عمل را دخلى بوده باشد در حقيقت ايمان و جزء آن بوده باشد چه در اين صورت بجهت اقدام بجهاد ايمان ايشان روى به ازدياد نهاد و اما اصح آنست كه عمل جزء ايمان نيست پس مراد اين باشد كه دلايل و حجج ايمان بر ايشان زياده گشت نه اصل ايمان و اينكه ابن عمر از پيغمبر (ص) روايت كرده كه آن حضرت را پرسيدند كه در