تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
با عافيتى تمام و يا ثبات بر ايمان و يا ثواب لا كلام مِنَ اللَّهِ از جانب خدا وَ فَضْلٍ و زيادتى قرب نزد خدا و رسول و يا افزونى در ربح تجارت چه در وقتى كه ببدر فرود آمدند محل موسوم بود با اهل بوادى و كاروانيان معاملات كرده سود بسيار كردند لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ نرسيد ايشان را مكروهى از قتل و جرح و كيد عدو و هزيمت بلكه بسلامت رفتند و بكرامت باز آمدند وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ و پيروى كردند خشنودى خدا را كه مناط فوز دارين است بجهة جرئت خروج از مدينه با وجود قروح و جروح براى امتثال امر رسول (ص) وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ و خداى تعالى خداوند فضل بزرگ است بدفع مشركان از مؤمنان و تثبيت ايشان بر ايمان و توفيق بمبادرت بجهاد دشمنان و جرئت بر ايشان و حفظ آنها از رسيدن بدى از اهل عدوان و اصابت اجر در اين جهان و آن جهان مقصود از اينكلام تحسير متخلفست و تخطه راى او كه نفس خود را محروم ساخت از فوز عظيم كه بمجاهدان رسيد و در آيه تنبيه است بر آنكه هر كرا بليه رخ نمايد بايد كه ملتجى بكلمه حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ شود از صادق (ع) مرويست كه فرمود عجبت لمن افزع اربعا كيف لا يفزع اربعا عجب دارم از آنكه هر كه از چهار چيز ترسد چرا پناه بچهار چيز نبرد چون از دشمن ترسد چرا متعوذ نشود بكلمه كافيه حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ و حال آنكه شنود كه حق تعالى در عقب آن ميفرمايد كه فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ و چون از كيد و مكر دشمن ترسد چرا پناه نبرد بكلمه وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ و حال آنكه ميداند كه حقتعالى در عقب اين گفته كه فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا و عجب دارم از كسى كه او را غمى و پريشانى باشد و ملتجى نشود بكلمه طيبه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و ميداند كه حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِ و عجب دارم از كسى كه زيادتى مال طلبد و نگويد ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ و شنود كه حق تعالى در عقب آن فرمايد فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً الايه بعد از آن بيان ميكند كه تخويف و تثبيط از جهاد از عمل شيطانست تا اهل ايمان از آن احتراز نمايند و ميفرمايد كه إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ جز اين نيست كه مخوف و مثبط شما از جهاد ركب عبد القيساند يا نعيم يا ابو سفيان كه شياطين الانساند و يا ابليس و ميتواند بود كه مشار اليه ذلكم تخويف و تثبيط باشد بر تقدير مضاف در الشيطان يعنى اين تخويف و تثبيط قول شيطان است و بر هر تقدير قوله سبحانه يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ جمله مستانفه است براى بيان تثبيط شيطان و محتمل است كه الشيطان صفت ذلكم باشد و ما بعد از آن خبر آن يعنى مخوف و مثبط كه شيطانست ميترساند