تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٤ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
باشد كه (و سنجزى الشاكرين فى الدنيا) تا تو هم آن نشود كه شاكر محرومست از آنچه بكافر دادهاند از نعم اين جهان و در اين آيه دلالتست بر آنكه اجل انسان اجل واحد است كه آن وقتيست كه در آن بميرد چه انسان منقطع نمىشود بقتل از اجلى كه حقتعالى خبر داده بآنكه آن اجل موتست ابن الاخشيد گفته كه آيه دلالت نميكند بر آن زيرا كه انسان را دو اجل است يكى اجلى كه لا محاله در آن ميميرد دوم اجلى كه آن موهبتى است از حقتعالى و مع ذلك بنده نميميرد الا نزد اجلى كه حق سبحانه آن را اجل موت او گردانيده و قول اول اقويست بعد از آن حقتعالى جهة تاكيد ما تقدم ميفرمايد كه وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍ اصل كاى اى است كه كاف در او داخل شده و بمعنى كم مستعمل گشته و نون آن نون تنوينست كه بغير قياس در نوشتن ثابت شده يعنى بسيارى از پيغمبر كه در راه حق قاتَلَ مَعَهُ كارزار كردند با او رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ ربانيون بسيار كه ايشان علما و فقها و يا عباد پروردگار ايشان بودند و ياء او ياء نسبت است يعنى منسوب بعبادت رب يا بعلم رب و ابن زيد گفته ربيون اتباعند و ربانيون ولاة و حكام و نزد بعضى ربيون بمعنى جماعاتست منسوب بربيه بمعنى جماعت و صيغه جمع و بناى فعال بجهة دلالتست بكثرت ايشان يعنى جماعات بسيار با پيغمبر جنگ كردند و اين از مجاهد و قتاده مرويست و در عين المعانى آورده كه ربى نام سپاهيست كه كم از ده هزار نباشد و اين مرويست از ابى جعفر (ع) و نزد بعضى ضمير قاتل راجع بنبى است و آنچه بعد ازوست جمله حاليه يعنى بسا پيغمبرى كه كارزار كرد در حالتى كه با او بودند جماعات بسيار فَما وَهَنُوا پس سستى نورزيدند ايشان با پيغمبر خود لِما أَصابَهُمْ بآنچه بديشان رسيد از محنتها فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا يعنى بجهت اصابت قتل و جرح ببعضى از ايشان و نبى ايشان جد و جهد ايشان در جهاد قصور و فتور پيدا نكرد وَ ما ضَعُفُوا و ضعيف نگشتند از حرب بسيار و يا در دين ضعف بايشان راه نيافت وَ مَا اسْتَكانُوا و فروتنى نكردند با دشمنان بلكه در حرب ثبات قدم ورزيدند هم چنان كه پيغمبر ايشان تا آنكه نصرت يافتند يا بدرجه شهادت رسيدند اصل استكان استكن است مأخوذ از سكون چه خاضع ساكن مىشود و آرام مىگيرد بر راى صاحب خود تا آنچه صاحب خواهد با او بجا آرد و الف براى اشباع فتحه است و يا از استكون مأخوذ از كون زيرا كه خاضع از نفس خود طلب ميكند كينونت خود را براى آنكه فروتنى ميكند براى او اين تعريض منهزمانست و آنها كه التجا بابن ابى نموده از ابى سفيان خط امان ميطلبيدند وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ و خدا دوست ميدارد صبر كنندگان را بر جهاد