تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٢ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
لهذا حقتعالى او را بنام محمد (ص) و احمد در قرآن ياد فرموده و اسم آن حضرت از نام حق سبحانه مشتق است چنان كه فرموده كه او سبحانه بمن خطابكرد كه
انا اللَّه المحمود و انت محمد
و على بن موسى الرضا (ع) از اباى گرام خود صلوات اللَّه عليهم روايت كرده كه امير المؤمنين عليه الصلاة و السلم فرمود كه چون فرزند را محمد نام نهيد او را اكرام كنيد و چون بمجلس آيد او را جاى دهيد و روى بر وى ترش مكنيد و هيچ قوم نباشد كه در امرى با يكديگر مشورت كنند و در ميان ايشان كسى باشد كه نام او محمد باشد يا احمد الا كه ايشان را در آن مشورت خير بسيار رسد و هيچ سرايى نباشد كه در آنجا خوانى نهند و بر آن خوان كسى باشد كه او احمد يا محمد يا محمود نام داشته باشد مگر كه هر روز صبح و شام بركت در آن سراى نازل شود و حضرت رسالت (ص) فرمود كه هر كه حق سبحانه او را چهار پسر كرامت كند و يكى از آنها را بنام من مسمى نگرداند بر من جفا كرده باشد و سليمان جعفرى روايت كرده از ابى الحسن (ع) شنيدم كه فرمود در هيچ خانه درويشى داخل نشود كه در او شخصى باشد كه نام او محمد يا محمود يا احمد يا على يا حسن يا حسين يا جعفر يا طالب يا عبد اللَّه يا فاطمه باشد و از ابى جعفر (ع) مرويست كه شيطان هر گاه شنيد كه منادى ندا ميكند يا محمد (ص) يا على گداخته ميشود هم چنان كه رصاص گداخته شود و صادق (ع) فرموده كه هيچ مولودى ما را متولد نميشود مگر كه او را محمد نام مينهيم و بعد از هفت روز اگر خواهيم تغيير اسم او ميكنيم و اگر نه او را بحال خود ميگذاريم سهل بن زياد از احدهما صلوات اللَّه عليهما نقلكرده كه اگر زن آبستن باشد و پدرش قصد كند كه او را محمد يا على نام نهد البته پسر متولد شود و محمد بن يعقوب مرفوع از ابى عبد اللَّه روايت كرده كه اگر زوجه كسى حامله شود و چون چهار ماهه شود وى بايد كه رو بقبله كند و دست بر پهلوى زوجه نهد و بگويد
اللهم انى قد سميته محمدا
حق سبحانه او را پسر گرداند و بعد از ولادت اگر اسم او را بر حال خود بگذارد حقتعالى او را مبارك و با بركت گرداند و اگر از آن اسم رجوع كند اگر خواهد قبض روح او كند و اگر نه او را واگذارد و نيز از ائمه هدى (ع) مرويست كه چون روز قيامت شود حق سبحانه فرشته را امر كند كه ندا كند كه هر بنده مؤمن كه نام او محمد است برخيزد و بيحساب ببهشت رود بجهت شرف و بزرگوارى محمد (ص) ابو هريره از رسول خدا (ص) روايت كرده كه
لا تجمعوا بين اسمى و كنيتي
يعنى جمع مكنيد نام و كنية مرا در فرزند يعنى ابو القاسم محمد نام ولد خود مگردانيد بلكه بايد كه يكى ازين دو باشد و اما امير المؤمنين را رخصت داد كه نام و كنية او را بفرزند خود نهد در حينى كه خوله حنفيه از آن حضرت حامله بود فرمود كه
يا على ان ولدك غلام نحلته اسمى و كنيتي
يعنى اى على فرزند تو پسرى خواهد بود و چون متولد شود نام و كنية خود را باو دادم پس او را ابو القاسم محمد نام