تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٥ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
ميت است دوم مرتبه قريبه اخوه مرتبه ثانيه است بعد از مرتبه ابوين و اولاد پس منتقل نميشود ارث بثانيه مگر بعد از عدم اولى بكليتها سوم تكرار ذكر وصيت و تقديم آن بر ميراث تاكيد است بحال آن صاحب مجمع در تفسير اين آيه گفته كه نزد بعضى مراد بكلاله ميتست كه مورث عنه است و اين قول ضحاك و سدى است و نزد غير ايشان وارث زنده است و تقدير اينست كه و ان كان رجل يورث فى حال تكلل نسيه به او امراة يورث كذلك و اين قول ابن عمر و اهل كوفه است و مؤيد اينست روايت جابر كه رسول بعيادت من آمد گفتم (و كيف الميراث و انما ترثنى كلالة) حقتعالى اين آيه فرستاد پس كلاله نسبى است كه احاطه ميت كرده باشد و كلاله شده باو از اخوه و اخوات و ولد و والد كلاله نيستند زيرا كه اصل نسبند كه منتهى بميتاند و ما سواى والد و ولد خارج از اين زيرا كه انتساب ما سواى ايشان بدون جهت ولادتست پس بنا بر اين كلاله مانند اكليلى است كه مشتمل و محيط باشد بر حوالى راس و بوسط راس نرسيده باشد و تفصيل بحث ميراث در مرتبه اولى و ثانيه و ثالثه و احكام متفرعه بر آن در كتب مبسوطه فقه مسطور است (هو فى كل الامور معين و نصير و اليه للمرجع و المصير) بدانكه چون حقتعالى بيان اصول فرايض مواريث و تقسيم آن نمود در عقب آن ذكر وعده ميفرمايد بر محافظة حدود آن و بيان وعيد بر تعدى از آن و ميگويد تِلْكَ آن احكامى كه سمت تقدم يافت در امور يتامى و مهمات نكاح و وصايا و قسمت مواريث حُدُودُ اللَّهِ حدهاى طاعت خداست يعنى شرايع موضوعة او همچه حدود محدود است كه تجاوز از آن جايز نيست وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر كه فرمان برد خدا و رسول او را در اين حكمها و غير آن از احكام ماموره و منهيه يُدْخِلْهُ در آرد او را خدا جَنَّاتٍ تَجْرِي ببوستانها كه پيوسته مىرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير اشجاران جويها خالِدِينَ فِيها در حالتى كه داخل شوندگان در آن جنات جاويدان باشند در آن ذلِكَ و اين ادخال مطيعان در بهشت بر صفت خلود الْفَوْزُ الْعَظِيمُ رستگارى بزرگست نسبت بمنفعت حيازت در تركه چه اين از حطام دنيا است كه در نهايت حقارت و دنائت است نسبت بامور عاليه و درجات رفيعه اخرويه و تخصيص طاعت در قسمت ميراث بوعد با آنكه موعود به در جميع فرايض و واجبات هست بجهت عظم موقع اين طاعتست در ترغيب در آن و ترهيب از مجاوزت از آن و از اين قبيل است تخصيص وعيد بتعدى از قسمت ميراث بقوله وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر كه نافرمانى كند خدا و رسول او را وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ و در گذرد از اندازهاى مستعده او در ميراث و ساير احكام از حلال و حرام يُدْخِلْهُ ناراً در آرد