تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٣ - سوره النساء(٤) آيات ١٠ تا ١٩
زوج اعم از آنست كه از مرئه وارثه باشد يا از غير او از زوجات يا از اماء و اعم از آنكه ذكر باشد يا انثى و ولد اصلى باشد يا ولد ولد دويم شرطست در ولد كه وارث باشد پس وجود ولد قاتل و كافر و رق را تاثيرى نباشد سيم نصيب زوجه از ربع و ثمن مخصوص است باو اگر يكى باشد و اگر زياده از يكى باشد هم شريكند در آن بجهة ظاهر آيه كريمه و اجماع چهارم استحقاق زوجه نزد ما مخصوص است بزوجية دائمه پس نكاح منقطع را ميراث نبود بر قول اصح پنجم اگر زوجه ذات ولد باشد از ميت از جميع تركه او ميراث ميبرد و اگر ولد از غير ميت داشته باشد از ما عداى عقار و اما از عقار پس ميراث نمىبرد از رقبه ارض چيزى را نه عينا و نه قيمت و اما ابنيه و اخشاب و اشجار از قيمت از ربع يا ثمن مىبرد بر قول اصح نزد اصحاب ما و اين تخصيص نزد اماميه است بجهة روايات متواتره از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم ششم ارث زوجه نزد ما مشروطة نيست ببقاى زوجيه تا حين موت چه زوجه ميراث مىگيرد و اگر چه زوجيت مرتفع شده باشد وقتى كه زوج در مرض خود طلاق او داده باشد چه زوجه مطلقه ميراث مىبرد ما دام كه يك سال نگذشته باشد يا زوج از مرض برى نشده باشد يا زوجه متزوج نشده باشد و اجماع اماميه بر اين است و بعد از بيان ميراث ازواج ذكر ميراث كلالات ميكند كه وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ و اگر باشد مردى يعنى ميتى كه يُورَثُ ميراث گرفته شود از او كَلالَةً كسى كه والدين و اولاد ندارد در انوار گفته كه اين خبر كان است و يورث صفت رجل بر حذف جار و مجرور اى يورث منه ماخوذ از ورث و يا يورث خبر است و كلالة حال از ضمير يورث و او كسى است كه ولد و والد بعد از خود نگذاشته باشد و يا مفعول له است و مراد بآن قرابت است كه از جهة والد و ولد نباشد و مىتواند بود كه رجل وارث باشد و يورث ماخوذ از اورث و كلاله كسى كه او را والد و ولد نباشد در كنز العرفان آورده كه كلاله بمعنى قرابتست و اشتقاق آن يا از كلالست كه نقصان قوت جسمانية است و يا از اكليل كه آن چيزيست محيط براس و وسط آن خاليست چنان كه از قول صاحب مجمع معلوم مىشود و اطلاق آن بر وارث و مورث جهة آنست كه هر يك از وارث و مورث منتسب است بديگرى و انتصاب آن از جهة آنست كه خبر كان است و رجل اسم آن و يورث صفت رجل و گويند كه مفعول له است مثل (قعدت عن الحرب جنبا) و اجود آنست كه نصب آن بر تميز است زيرا كه يورث محتمل وجوه متعدده است كه رفع ابهام آن شده بقوله كلالة و اطلاق آن بر مورث مىكنند يعنى آنكه والد و ولد نگذاشته باشد و بر وارث به اين معنى كه والد و ولد نباشد و اصح آنست كه كلاله قرابتست از جهة عرض نه طول چون اخوه و اخوات و اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد همه ايشان و مراد اينجا اخوهاند كه متقرب بام باشند خاصه اما اولا بجهة قرائت ابى و سعد بن