تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٧ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٩٠ تا ٢٠٠
آن معدى با لى و لام است بجهت اينكه متضمن معنى انتها و اختصاص است و اين منادى محمد (ص) است نزد اكثر مفسران و از محمد بن كعب قرظى و قتاده مرويست كه مراد قرآن است زيرا كه بسيار كس دعوت رسول (ص) را در نيافتهاند و اما همه كس قرآن را شنيدهاند و اگر چه پيغمبر را نديدهاند و تأييد قول اول ميتوان داد بآنكه كسى كه قول پيغمبر (ص) و دعوت او باو رسيده جايز است بگويد سمعا مناديا و اگر چه بر سبيل تجوز باشد و قتاده گفته كه حقتعالى اين معنى را از مؤمنان جن و انس روايت كرده اما از جنيان لقوله إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً و اما از انس قوله سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ حرف جر در آن مقدار است اى بان آمنوا يعنى ندا ميكند به اينكه بگرويد به پروردگار خود و مىتواند بود كه ان تفسيريه باشد يعنى مضمون ندا اينست كه بگرويد به پروردگار خود فَآمَنَّا پس امتثال امر منادى كرديم و ايمان آورديم رَبَّنا اى پروردگار ما فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا پس بپوشان گناهان را يعنى بيامرز براى ما گناهانى را كه از آن تايب نشده باشيم در روز قيامت ما را برءوس الاشهاد رسوا مساز بعقوبت كردن بر آن مراد مطلق كباير است و صغاير با صفة اصرار چه عقوبت بر صغيره كه با عدم اصرار باشد مترتب نمىشود وَ كَفِّرْ عَنَّا و محو كن از ما سَيِّئاتِنا بدىهاى ما را كه بدان تايب شده باشيم بفضل و رحمت خود و يا مراد غفران كباير و تكفير صغاير باشد يا غفران گناهان گذشته و تكفير گناهان آينده وَ تَوَفَّنا و بميران ما را مَعَ الْأَبْرارِ با نيكان و نيكو كاران يعنى ما را در زمره ايشان درآر و در سلك صحبت ايشان محشور گردان و در اين تنبيه است بر آنكه پيوسته متمناى ايشان لقاى رحمت الهيست و هر كه تمناى اين داشته باشد حقتعالى او را دوست داشته و او را در عداد مقربان خود شمرد و ابرار جمع بر است يا بار چون ارباب و اصحاب كه جمع ربست و صاحب و چون اهل ايمان اظهار امتثال نمودند بآنچه بآن مأمور بودند بعد از آن سؤال موعود عليه كردند نه بجهت خوف از اخلاف وعده بلكه بجهت مخافت آنكه ايشان را سوء عاقبت باشد يا قصور در امتثال يا در استكانت پس گفتند رَبَّنا اى تدبير كننده و بصلاح آرنده كار ما وَ آتِنا بده ما را ما وَعَدْتَنا آنچه وعده كرده ما را عَلى رُسُلِكَ بر تصديق فرستادگان خود كه آن نعيم جا و دانيست واو در و آتنا زائده است و يا معطوف عليه و ان محذوفست تقدير اينكه (ربنا آتنا ما سألناه و اتنا ما وعدتنا على رسلك) و ميتواند كه متعلق على محذوف باشد تقدير اينكه (ما وعدتنا منزلا او محمولا على رسلك) يعنى عطا كن ما را آنچه وعده فرموده ما را در حالتى كه آن فروفرستاده بر