روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٧٩ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
مىراند كه اتابك فرزندان درآمد سنگ بر سينه زنان و نوحهكنان كه اى پيغمبر خداى يازده پسرت در خانه برادر مهتر به مهمانى رفته بودند سقف خانه بر ايشان فرود آمد بعضى را لقمه در دهان و بعضى را كاسه در دست فروگرفت و همه را غبار فنا بر چهره حيات نشست حريف ناله و گريه خواست كه بر ايوب استيلا يابد ايوب عليه السلام خود را دريافت و به سجده درافتاد و گفت باكى نيست چون او را دارم همه چيز دارم
چون تو دارم همه دارم دگرم هيچ نبايد اگر هيچ نباشد نه به دنيى نه به عقبى
چون مال و منال و فرزندان رفتند انواع بلا و بيمارى روى به وى نهاد تا در خبر آمده كه چهار هزار كرم در بدن مبارك او جاى كردند و اعضاى شريف او را مىخوردند [١]دزدان بلا شبيخون آورده رخنه در ديوار قالب وى افكندند و جز دل و زبان هيچ عضوى ديگر به سلامت نماند كرمان آهنگ دل و زبان وى كردند ايوب عليه السلام فرياد برآورد كه أَنِّي مَسَّنِيَ اَلضُّرُّ [٢]به درستى كه مرا رنج رسيد كه تا اين لشكر طلسم جسم من مىشكستند صبر مىكردم اكنون قصد خانه محبّت و خزانۀ معرفت تو دارند كه دلست و مىخواهند كه آن را تاراج كنند و زبان را كه دستافزار مناجات است داعيه كردهاند كه از گفت و گوى برطرف سازند رحمتى فرماى و أنت ارحم الراحمين تو مهربانتر مهربانانى.
وين هر دو از آن تست رحمى فرما دل مخزن مهرست و زبان جاى ثنا
حق سبحانه بر ايوب ببخشيد و آنچه از وى گرفته بود به أضعاف آن به وى ارزانى داشت اى عزيز چهار هزار كرم در نهاد ايوب بود بر الم آن صبر كرد شاه كربلا نيز بيست و دو هزار تيغ به ران و نيزۀ جانستان و حربۀ جان شكار و تير سنهگزار حوالۀ وجود با جودش كرده همان سپر صبر در روى كشيد و زره شكيبائى پوشيده، نناليد و از هيچكس
[١] -بر اساس اهداف رسالت كه تبليغ فرمانهاى خدا و نزديك شدن با مردم در مسير ارشاد آنان است چنين آزمايش الهى منافى با آن اهداف عاليه مىباشد و مؤلّف محترم هم به صورت خبر ضعيف اين مطلب را نقل كرده است و ظاهر آنست كه چنين امر صحّت و قدعى و اعتبار علمى نداشته باشد. (عقيقى) .