روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٨٢ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
لوامع كلماتش، چو مهر عالمگير
ظرايف سخنانش، چو ماه نورافزاى
بدين لطافت و خوبى أدا نكرده كسى
سپاس ايزد و أوصاف خواجۀ دو سراى
و بعد از حمد و صلوات موعظهاى فرمود كه همه دلها از تأثير آن نرم و مجموع سينهها از شعلۀ تصرّف آن گرم شد.
غلام آن سخنانم كه آتش افروزد
به طوطيان خرد نغمۀ حق آموزد
پس از آنكه ديدهها أشكبار و دلها بىآرام و قرار شده بود فرمود كه اى أهل شام هر كه مرا داند داند و هر كه نداند (پس معرّفى مىكنم:) أنا ابن الرّسول المختار انا ابن المصطفى سيّد الأخيار منم پسر معراج و خداوند تاج و دواج منم فرزند راكب براق و افضل همه پيغمبران به اتفاق منم پسر مسافر سفر «سُبْحٰانَ اَلَّذِي أَسْرىٰ» [١]و مجاور حريم «فَكٰانَ قٰابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ» [٢]منم پسر خطيب «فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ» و عندليب گلشن «عَلَّمَهُ شَدِيدُ اَلْقُوىٰ» منم پسر خواجه يثرب و بطحا و صدر مسند اجتبا و اصطفا منم پسر حبيب حضرت اله يعنى محمد «رسول اللّه صلوات اللّه و سلامه عليه» منم پسر شهسوار مضمار أهل اتى و شهريار تختگاه لا فتى منم پسر وصىّ وفىّ بابه و مفتاح خزانته «انا مدينة العلم و على بابها» منم پسر صاحب مناصب و مظهر العجائب و مظهر الغرائب امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب هرگاه كه گفتى «أنا ابن» غريو از خلق برآمدى بعد از تعريف جدّين فرمود كه: منم پسر دختر خير المرسلين سيّدة نساء العالمين منم پسر گوهر درج فاطمة بضعة منىّ و اختر برج من آذاها فقد أذانى منم پسر سيّدة سادات و شفيعه عرصۀ عرصات بتول عذرا يعنى فاطمة زهرا «عليها سلام» منم برادرزادۀ سبط رسول و قرّة العين بتول، امام مسموم ممتحن يعنى امير المؤمنين حسن «عليه السلام» .
منم فرزند شهيد مظلوم و غريب مغموم، نور ديدۀ مصطفى و سرور سينۀ مرتضى مبتلاى ميدان كرب و بلا يعنى حسين شهيد كربلا در اين محلّ خروش و فغان برخاست و از آواز گريستن مردم غريو در شهر دمشق افتاد، يزيد لعين از اين غلغله بترسيد و از بيم
[١] -سورۀ اسراء آيه ١.