روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٥٤ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
او قطرات اشك فرو مىريخت گفت: راست مىگوئى اى دختر خاتون قيامت! پيران شما بهترين پيرانند و جوانان شما شريفترين جوانان و خواتين شما پاكترين خاتونان و اين صورت كه واقع شد تا قيام قيامت موجب بدنامى كوفيان خواهد بود.
اين چه جور فاحش است، اى كوفيان بىحيا
وين چه ظلم ظاهر است، اى شاميان شوم روى
در زمان حرب با ما، خندههاى، هاىهاى
وز پس قتل شهيدان گريههاى، هوى هوى
راوى گويد: كه هر كه نظر بر سر مبارك امام حسين «عليه السلام» مىانداخت از هيبت و سطوت آن حضرت بيهوش مىگشت و آن سر در ميان سرها چون ماه در ميان ستارگان، مىدرخشيد.
در شواهد از زيد بن ارقم نقل كرده، كه چون سر امام حسين «عليه السلام» را در كوچههاى كوفه مىگردانيدند، من در غرفۀ خانه خود بودم چون در برابر من رسيد از سر وى شنيدم كه مىخواند، «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ اَلْكَهْفِ وَ اَلرَّقِيمِ كٰانُوا مِنْ آيٰاتِنٰا عَجَباً» [١]از هيبت اين حال مو بر اعضاى من برخاست، ندا كردم كه و اللّه كه اين سريست يا بن رسول اللّه، امر تو عجبتر است و عجيبتر، عزيزى ديگر فرموده: كه چون سرها را به در كوشك پسر زياد رسانيدند از نيزهها فرو مىگرفتند من نزديك سر امام (ع) بودم لب مباركش مىجنبيد گوش فرا داشتم اين آيت تلاوت مىفرمود كه، «وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَللّٰهَ غٰافِلاً عَمّٰا يَعْمَلُ اَلظّٰالِمُونَ [٢]اما چون سرها را به مجلس پسر زياد بياوردند ديگر باره سر امام حسين «عليه السلام» را برداشت و در روى و موى او مىنگريست لرزه بر دستهاى وى افتاد چنانكه سر را نگاه نتوانست داشت، بر روى ران خود نهاد و از آن سر نور مىتافت بر مثال ماه شب چهارده و از گيسوى مشكينش رايحهاى به مشام مىرسيد خوشتر از غاليه و گوئيا حضرت قاسم انوار «قدّس سرّه» اشارت بدين معنى فرموده است:
بوى جان مىآيد از باد صبا اين بو چه بو است؟
مشك را اين حد نباشد نكهت گيسوى اوست
[١] -سورۀ كهف آيه ٩.