روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٨ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
نزديك دختر حسين (عليه السلام) آمده او را تسلى مىداد و مىگفت اى دختر اين واقعه را كه تو مىگوئى نشانهاى هست قدرى خاك كربلا پيش من است و در شيشهاى مضبوط ساختهام و جدّ بزرگوارت صلوات اللّه و سلامه عليه فرمود كه هرگاه خون فرزندم حسين (ع) برين خاك ريزد اين خاك كه تو دارى به رنگ خون گردد و درين خبر علما را اقوالست قاضى عياض در شفا آورده كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله خبر داد به كشتن حسين عليه السلام در طفّ و طف زمين كربلا را گويند و به دست مبارك خاكى بيرون آورده فرمود كه فيه مضجعه خوابگاه حسين در اين خاك خواهد بود و امام يافعى در مرآت الجنان آورده: كه امام احمد حنبل در مسند خود از انس بن مالك نقل مىكند كه ملكى كه بر سحاب موكلست به در حجره حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم آمده اجازت در آمدن طلبيد سيد عالم او را شرف اجازت ارزانى فرموده ام سلمه را امر كرد كه در خانه را در بند تا كسى بر ما در نيايد ام سلمه برخاست كه در ببندد حسين به رسيد و خواست كه به حجره درآيد ام سلمه او را منع كرد حسين برجست و خود را درون حجره افكند و نزديك جدّ بزرگوار آمده دست به گردن وى درآورد و بر دوش و گردن آن حضرت بر مىرفت و فرود مىآمد ملك السحاب گفت يا رسول اللّه اين پسر را دوست مىدارى گفت آرى دوست مىدارم آن ملك گفت اى سيد زود باشد كه جمعى از امت تو او را به قتل رسانند و شربت شهادت بچشانند و اگر مىخواهى به تو نمايم آن مكانى كه وى در آنجا مقتول خواهد شد پس دست ببرد و مقدارى گل سرخ به حضرت رسالت داد ام سلمه آن را فرا گرفت و در شيشهاى كرده نگاه مىداشت و چون قتل حسين عليه السلام واقع شد و خون مباركش بر آن خاك ريختند آن گل در آن شيشه به خون مستحيل گشته بود. در شواهد النبوّه [١]آورده: «كه ام سلمه رضى اللّه عنها گفت شبى رسول صلوات اللّه عليه از خانه من بيرون رفت و بعد از زمانى دراز بازآمد ژوليده موى و غبارآلوده و چيزى در دست گرفته گفتم يا رسول اللّه
[١] -شواهد النبوة از عبد الرحمن جامى است كه با مؤلّف مصاهرت داشت.