روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٧ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
رحمى كن اى رحيم كه وقت ترحّم است
بعد از اين صورت حق سبحانه فرمود تا نوح عليه السلام كشتى بساخت و اهل خود را به كشتى درآورد و طوفان عذاب پديد آمد اهل عالم هلاك گشتند و كشتى شش ماه بر روى آب بماند و در تمام زمين طوف كرد.
در كنز الغرائب آورده است كه كشتى نوح بر روى آب گرد عالم مىگشت چون نوبت جريان او به زمين كربلا رسيد كشتى از رفتار فرومانده همان جا توقّف نمود نوح (عليه السلام) مناجات كرد كه الهى اين چه جاى است و حكمت در توقّف چيست؟ خطاب رسيد كه اين جائى است كه كشتى مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح در گرداب خون غرقه خواهد شد. در اخبار آمده كه چون امام حسين (ع) از مدينه منوره بيرون آمده عزيمت كوفه نمود او را دخترى بود هفتساله و به جهت رنجورى كه او را عارض شده بود نتوانست كه با خود همراه برد در خانه ام المؤمنين امّ سلمه رضى اللّه عنها بگذاشت و آن دختر در آن خانه مىبود و دائم تفحص حال پدر مىنمود تا در آن ساعت كه امام را شهيد كردند كلاغى بيامد و پروبال خود را در خون حسين عليه السلام ماليده پرواز كنان مىرفت تا به مدينه رسيد و بر ديوار ام سلمه نشست قضا را دختر حسين (ع) از خانه به باغچه درآمد و نظرش بر آن كلاغ خونآلوده افتاد دست كرد و مقنعه عصمت از فرق مبارك دركشيد و فرياد برآورد كه وا أبتاه! وا حسيناه! وا معيناه! مخدّرات حجرات رسالت همه جمع شدند و گفتند اى دختر ترا چه افتاد؟ و سبب اين خروش و افغان چيست دختر حسين عليه السلام اشارت بر آن ديوار كرد و گفت بدين كلاغ خونآلود نگريد كه صاحب خبر كشتى نوح بود اينجا نيز خبر كشتى اهل بيت آورده و چنان مىنمايد كه سفينۀ مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح امروز در غرقاب خون فرو رفته است [١]فرياد از عورات اهل بيت برآمد چون خبر به امّ سلمه رسيد برخاست و
[١] -ظاهرا امر اينست هيچكدام از فرزندان ابا عبد الله (ع) در مدينه نمانده بود حضرت تمام اولاد و زن و فرزندان خود را همراه خود داشت.