روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣١ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
آخر آب چشم گناهكاران را چه مزه خواهد بود خطاب رسيد كه اى صفىّ دل خوش دار كه مرغان راست مىگويند ما هيچ جوهرى نفيستر از آب ديده نيازمند نيافريدهايم. [١]
گوهرى بس گرانبها اشك است
سبب آبروى ما اشك است
گريه مىكن كز آن ثمر يابى
اشكريزى كنى گهر يابى
ابر تا گريه بر چمن نكند
غنچه هم خنده بر سمن نكند
امّا دعا آن بود كه تشفّع كرد به حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و گفت يا رب به حق محمد (ص) و اهل بيت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم كه توبه مرا به شرف قبول برسان!
حق سبحانه پرسيد كه اى آدم تو محمد (ص) را چگونه شناختى گفت الهى بر ساق عرش نام نامى او را با اسم سامى تو قرين ديدم دانستم كه گرامىترين آفريدگان به حضرت تو او تواند بود پس چون آدم به حضرت خاتم صلى اللّه عليه و آله و سلم استشفاع نمود توبه او به محلّ قبول رسيد.
چو آدم كرد روى دل به سويش
شفيع آدم آمد آبرويش
كز اوّل دسته بند گلشنش بود
نه آخر خوشه چين خرمنش بود
ديگر غم آدم وقتى بود كه قابيل هابيل را به كشت و صورت اين قصّه بر سبيل اجمال چنان است كه بعد از اتّصال آدم به حوا و مجالست ايشان با يكديگر حوا چند نوبت حامله گشت و به بطنى پسرى و دخترى مىآورد و چون بزرگ مىشدند آدم عليه السلام جاريه يك بطن را به غلام بطن ديگر مىداد [٢]و دخترى كه با قابيل زاده بود اقليما نام
[١] -روش واعظان است كه اگر خبر ضعيف مشتمل بر پند و تنبّهى صحيح باشد و آن پند را نيكو در دل جاى دهد از نقل آن خبر ضعيف باك ندارند و چون مستمعان اين رسم را مىدانند موجب تدليس نمىگردد چنانكه حكايت از زبان حيوانات نيز گاهى نقل مىكنند، در روايت است كه مرغان اشك چشم آدم را لذيذ يافتند براى فهماندن حسن توبه و محبّت خداى به تائبان آن را مفيد ديدند نقل كردند.