روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٥٧ - باب هفتم در مناقب و فضايل امام حسين (ع) از ولادت تا شهادت
گشت، و از سرگردانى حضرت موسى كليم اللّه، و فرار او از مصر و خوف او از فرعون و قصد جماعت قبطيان، او را ياد فرموده اين آيت مىخواند «فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً يَتَرَقَّبُ قٰالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِينَ» [١]پس جمعى از مواليان و هواداران گفتند: يا بن رسول اللّه! از سر تربت بزرگوار جدّ خود كجا مىروى؟ و از اين روضۀ بهشت آئين كه غيرت خلد برينست چرا مىروى؟ جواب داد كه من به اختيار خود نمىروم.
به كام عاشق بىدل ز كوى يار نرفت
كسى ز روضۀ جنّت به اختيار نرفت
و كلامى كه امام (عليه السلام) در اين باب مىفرمودهاند ترجمۀ آن مضمون اين سه بيت است:
به مراد دل خود من ز سر قبر نبى
به سوى هيچ سفر دان كه مقيّد نروم
گز خزاين سويم از لعل و زبرجد آرند
من بدان لعل و زِبَرجَد زبرجد نروم
ليكن از جور أعادى ز چنين جا و مقام
بايدم رفت و ليكن بدل خود نروم
و در بعضى از منازل عبد اللّه بن مطيع كه از مكّه مىآمد به خدمت وى رسيد و گفت يا بن رسول اللّه.
كردهاى عزم سفر لطف خدا يار تو باد
فضل حق از همه آفات نگهدار تو باد
به سعادت كجا مىروى و چه عزيمت دارى؟ امام حسين فرمود: يا عبد اللّه از دست ظالمان از شهر خود بيرون آمده و وطن و مسكن را به درود كرده، و دل از صحبت أحباب و أصحاب برداشته، روى به حرم «و من دخله كان آمنا» آوردهام كه هر روز رنجى و غمى، و هر ساعت محنتى و المى به من مىرسد.
گردون همه اسباب غمم مىسازد
وز من به كسى دگر نمىپردازد
از خاك در جدّ خودم دور انداخت
چون باد به گرد عالمم مىتازد
حالا عزيمت مكّه دارم و چون بدانجا رسم آنچه مقتضاى وقت و صلاح روزگار باشد بر آن منوال عمل خواهم كرد. عبد اللّه گفت: آثار صحّت و سلامت و انوار عافيت و
[١] -سوره القصص، آيه:٢١.