روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٤٦ - باب هفتم در مناقب و فضايل امام حسين (ع) از ولادت تا شهادت
بودند، جبرئيل گفت: اى فطرس اين چه حالست كه از تو مشاهده مىكنم، گفت اى روح الأمين حقّ سبحانه، مرا كارى فرمود، و اندك تهاونى در آن از من واقع شد، برق غيرت درآمد و پروبال من به سوخت، ديروز بر مسند عزّت بودم و امروز در مهلكۀ مذلّتم.
ديروز كسى نبود به زيبائى من
و امروز كسى نيست به رسوائى من
اى جبرئيل تو كجا مىروى؟ گفت مرا به ملازمت سيّد عالم فرستادهاند جهت تهنيت مولودى كه او را وقع شده، فطرس به ناليد كه چه شود كه مرا با خود ببرى، شايد كه آن حضرت مرا شفاعت كند، و پروبال من به من بازرسد، و به مقام خود روم، جبرئيل او را همراه بياورد، و بعد از تحيّت تهنيت صورت واقعه را به عرض رسانيد، و در آن محل حسين بر كنار رسول بود آن حضرت فرمود: كه اى فطرس بيا و خود را بر حسين من بمال، فطرس بيامد و خود را بر وجود مبارك حسين ماليد، و پر با فر و بال إقبال خود بازيافته پرواز نمود به صومعه عبادت خود بازرفت، و بعد از شهادت حسين بر آن قضيّه مطّلع شده، گفت: الهى چه بودى كه مرا خبر شدى، و با رفيقان خود به زمين رفتمى و با دشمنان او حرب كردمى، خطاب رسيد كه اگر آن صورت وقوع نيافت، حالا با هفتاد هزار فرشته كه تابع تواند، برويد و بر سر قبر وى ملازم شويد، و هر صبح و شام بر وى گريه مىكنيد و ثواب آب ديدۀ خود را بدانها كه در مصيبت وى گريانند به بخشيد، فطرس به زمين كربلا فرود آمد و بدانچه فرمودهاند مشغولست.
زين واقعه ديدۀ ملك گريانست
زين غم دل مهر بر فلك بريانست
در شواهد آورده كه: امام حسين را جمالى بود كه چون در تاريكى نشستى از بياض جبين، و بريق رخسارۀ وى به وى راه بردندى. و وى را از سينه تا به پا مشابهت بود با حضرت رسول (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و حسن را از فرق تا به سينه مانندتر بود به آن حضرت.
در سنن ترمذى به روايت يعلى ابن مرّه «رضى اللّه عنه» مذكورست كه: «شنيدم از رسول خداى كه مىفرمود كه: حسين از من است و من از حسينم، خداى دوست دارد، آن كس را كه حسين را دوست دارد، حسين سبطيست از اسباط. و آن حضرت امام حسين را بسيار دوست مىداشت. و آن كس را كه دوستدار حسين بود هم دوست مىداشت» .