روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٦ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
وقتى جنگ دسته جمعى شروع مىگردد، ملاحظه مىكنند كه اين جوهرۀ غيرت و كان مردانگى و وفا، بر اساس تعهّد و پيمان اخلاقى كه سپرده بود بر خلاف عرف جنگ آن روز، كه معمولا از ميسره يا ميمنه به كارزار مىپرداختند او خود را به قلب لشكر نزديك مىسازد تا دسترسى به پرچم و پرچمدار ابن سعد را داشته باشد به همين علّت بوده است وقتى عموى بزرگوارش امام حسين (ع) را به كمك خويش مىطلبد آنگاه امام (ع) همانند عقاب تيزپرواز خود را به برادرزادهاش مىرساند كه در وسط جمع كثيرى قرار داشت و بدن مباركش صدمههاى فراوانى ديده و اعضاى بدنش زير سم اسبها قرار داشت.
آيا اين روح جوانمردى و مردانگى، و اين روح شهامت و غيرت، با عروسى و مسائل زندگى آنچنانى سازگارى دارد؟ يقينا، نه، چند مورد از اين نوع مسائل در اين كتاب همانند اغلب كتابهاى روضهخوانى و مقتل نگارى وجود دارد كه در جاى خود مورد تذكّر قرار گرفته است و تذكّر كلى ما آنست هر مطلبى كه با عقل سازگارى ندارد، و با آن روح مناعت، و عزّت حسينى (ع) و كرامت اهل بيتى (ع) سازش ندارد يقينا مجعول و زبانحالى بيشتر نيست و واقعيّت مورد قبول تاريخى ندارد.
چاپ دوم:
چاپ اوّل اين كتاب با استقبال علاقهمندان و مشتاقان آن، در همان روزهاى نخستين پايان پذيرفت اينك چاپ دوم آن، با اندك اصلاحاتى كه در پيشگفتار صورت گرفت در اختيار خوانندۀ گرامى قرار مىگيرد.
انتظار داريم از پيشنهادها و نظرات مثبت و مفيد خوانندگان صاحب نظر در اصلاحات بعدى كمك بگيريم.
در پايان توفيقات همگان را در پيمودن راه سعادتبخش اهل بيت (ع) از خداوند متعال خواهانيم. و من اللّه التوفيق و عليه التكلان
عبد الرحيم عقيقى بخشايشى بهار ١٣٨١