روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٢٣ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
پدر ديد و خروش مادر و خواهران شنيد. گفت: يا أبتاه! مىبينم درهاى آسمان گشاده است و حوران، جامهاى شربت در دست نهاده مرا اشارت مىكنند كه بيا اين كلمه به گفت و وديعت روح باز سپرد. خروش از حرم امام حسين «عليه السلام» و خواهران و دخترانش برآمد و امام نيز مىگريست و مىگفت: اى فرزند منزل خود را در آن جهان بديد و به نزديك جد خود رسيدى و شربتهاى نوشين نوشيدى و خلعتهاى بهشت پوشيدى، و ما را در ميان اعدا بگذاشتى، و خود راه جَنّٰاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ اَلْأَبْوٰابُ [١]برداشتى.
اى عزيز پدر كجا رفتى؟
وز كنار پدر چرا رفتى؟
برنخورده ز بوستان حيات
سوى كاشانۀ فنا رفتى
به كزين كلبه فنا رستى
به سرا پرده بقا رفتى
مصطفى جدّ تست ميدانم
كه به نزديك مصطفى رفتى
فرع زهرا و مرتضى بودى
سوى زهرا و مرتضى رفتى
شهربانو مىگفت، دريغ از آن نهال چمن شادمانى كه طراوت بهار جوانى او به صدمت باد خزان اجل پژمرده شد. و افسوس از آن جمال زيبا كه هنوز از حلاوت حيات چاشنى ذوق نيافته، چون غنچه از شوكت خار فنا و فوات در پرده شد.
ماه نو را چه اتّفاق افتاد
كه چنين زود در محاق افتاد
و در روايات ديگر آمده است كه در آن زمان كه على اكبر بر تمام لشكر حمله كرد و او را در ميان گرفتند شاهزاده از نظر امام حسين «عليه السلام» غائب شد. حضرت امام از عقب وى درآمد تا تفحّص احوال وى كند و صدا مىزد كه يا على يا على ناگاه آواز علىّ اكبر برآمد كه «يا أبتاه ادركنى» اى پدر مرا درياب امام حسين مركب بدان جانب راند و گفت: يا على از طرف ديگر نعره برآمد كه «ادركنى يا أبتاه» امام حسين «عليه السلام» از عقب آواز رفت او را نديد آواز داد كه يا على، آواز نيامد و سبب آن بود كه منقذ بن نعمان زخمى بر فرق او زده بود و بدان نزديك شده كه شاهزاده از مركب درافتد خود را
[١] -سوره «ص» آيه ٥٠.