روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٢٠ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
معركه از شعاع رخسار وى منوّر شد. لشكر عمر سعد در جمال وى متحيّر مانده از وى پرسيدند كه آن كيست كه تو ما را به حرب وى آوردهاى؟
اين كيست سواره كه بلاى دل و دين است
صد خانه برانداخته در خانۀ زين است
ماهيست درخشنده چو بر پشت سمندست
سرويست خرامنده چو بر روى زمين است
چون عمر سعد در نگريست و او را بر اسب عقاب سوار ديد، گفت: اين پسر بزرگ حسين است كه در شكل و شمايل به حضرت رسالت «صلى اللّه عليه» مىماند. و در روايتى آمده است كه هرگاه شوق لقاى سيّد عالم «صلّى اللّه عليه و آله» بر اهل مدينه غالب شدى بيامدندى، و در روى على اكبر نظر كردندى، و چون شوق استماع كلام سيّد أنام «عليه الصلاة و السلام» بر ايشان غلبه كردى سخن شگر نثار شاهزاده شنودندى. اين جوان با قامتى چون سرو روان، و طلعتى افروختهتر از گل ارغوان، اسب را در عرصۀ ميدان به جولان درآورده مىگفت:
انا علىّ بن الحسين بن على
نحن و بيت اللّه أولى بالنّبى
و اين بيت از رجزى است كه شاهزاده مىخوانده، از عزّ حسب و شرف نسب خود خبر مىداده، ابو المؤيّد خوارزمى آورده: كه على اكبر به معركۀ مبارزت جلوه كنان در آمد، حلقه گيسوى مشگين بر روى رنگين افكنده و آن شاهزاده چهار گيسوى تافته بافته مجعّد معنبر مسلسل معطّر داشته، دو از پيش و دو از پس مىانداخته، و زبان روزگار در وصف آن شهسوار بدين ابيات نغمه مىپرداخته.
خسروا مشترى غلام تو باد
توسن چرخ در لگام تو باد
سبز خنك فلك مسخّر تست
أبلق روزگار رام تو باد
و شاهزاده رجزى در مناقب خود و اهل بيت مىخوانده، كه ترجمه بعضى از آن در مقتل نور الأئمّه خوارزمى، بر اين منوال است.
منم على بن حسين على كه خسرو مهر
فراز تخت فلك كمترين غلام منست
من از نژاد شهىام كه قدر او مىگفت
كه خطبه شرف سرمدى به نام منست
عنان ز معركۀ خصم بر نخواهم تافت
چرا كه توسن تند، سپهر رام منست
راوى گويد: كه هر چند على اكبر مبارز طلبيد كسى به مبارزت او نيامد. شاهزاده خود