روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤١١ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
نمود و به چوگان مبارزت، گوى سر مبارزان مىربود و رجزى مىخواند كه ترجمه بعضى از ابيات آن را ابو المفاخر رازى به اين وجه آورده:
شاه و برادر منست، اختر آسمان دين
مهتر و بهتر زمان، قبله و قُدوۀ زمين
لاله روضۀ صفا، گلبن باغ اصطفا
چشم و چراغ مصطفى، مير و امام راستين
گوهر كان اجتبا، مهر سپهر اهتدى
طرّه نشان طا و ها، چهرهگشاى يا و سين
من نه برادر ويم، خادم و چاكرويم
پيش دو ديدۀ شما، خارجيان تيره دين
در گذر مخاصمت، صاعقۀ اجل كمان
بر فلك مقاومت، مشترى زحل كمين
تحفه جان و دل به كف، آمدهام به درگهش
ديده و رخ بر آستان، تيغ و كفن در آستين
امام حسين «عليه السلام» او را به دعا و آفرين مىنواخت و او بر مركب تازى كه در تندى برابر، و باد سبق بردى. در تيزروى پيك سبك پاى وهم را مانده كردى.
به گرمى چو آتش به نرمى چو آب
گرو برده از آهوان در شتاب
به هر طرف ميتاخت و رايت شجاعت بدست جرأت مىافراخت، و عرصۀ ميدان را از نامردان تهى مىساخت. تا وقتى كه نقد جان بر سر بازار شهادت درباخت. «رضوان اللّه عليه» .
راوى گويد: كه ابو بكر را بيست و يك زخم رسيده بود و آخر به طعن نيزه قدامه موصلى و گفتهاند به زخم تير عبد اللّه بن عقبه غنوى يا زجر بن بدر نخعى. رخت ازين منزل فانى بربست و به طربخانه جاويد نشست.
٦١. شهادت عمر بن على:
بعد از او عمر بن على دستورى طلبيده به حرب درآمد و به قوّت مبارزت از سران معارك قتال بر سر آمد و در غرر در مناقب اهل بيت به الماس فصاحت ميسفت، و رجزى مشتمل بر اين مضمون به زبان نياز مىگفت:
ما عافيت نثار ره درد كردهايم
جان را به من يزيد عدم فرد كردهايم