روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٢١ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
منازل باديۀ دنيا را بر مهر «أَيْنَمٰا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ اَلْمَوْتُ» [١]رهگذر.
كه ريخت تخم امانى بكشت زار جهان
كه برق حادثه آتش به خرمنش نفكند
كدام دوحۀ اقبال سر كشيد به چرخ
كه صرصر اجلش عاقبت ز بيخ نكند
اى پدر ما گلشن فنا را به نفحات رياحين، «و الدّار الآخره خير» آراسته مىبينيم و گلزار شهادت را به شقايق حقايق «يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ» [٢]مزيّن و منور مىيابيم پس ما را از مرگ چه باك باشد؟
مرگ برگ آمد، كه راحتها دروست
مرگ سازد مغز را، پيدا، ز پوست
مرگ بردارد حجاب ما ز پيش
تا شويم از فرع، سوى اصل خويش
مرگ جانها را، سوى جانان كشد
بلبلان را، جانب بستان كشد
پس از آن منزل رحلت فرموده، به موضعى رسيدند كه آن را قطقطانه خوانند. امام در آن منزل لشكر خود را گفت كه: اى مردمان شما از من بحليد، دستورى دادم كه بازگرديد و هركجا كه خواهيد برويد كه كوفيان با ما بىوفائى كردند و مسلم بن عقيل به قتل آوردند، و اين كار مرا افتاده است و بر شما حرجى نيست. هر كه خواهد بازگردد و جمعى كه در راه وفا ثبات قدمى نداشتند، ملازمت آن حضرت را گذاشتند، و امام حسين ماند. با فرزندان، و برادران و خويشان و جمعى اندك از محبّان و مواليان. امام باز فرمود كه اى دوستان خويشان را از من و مرا از ايشان گريز نيست. اما شما را اجازت است عنان بگردانيد و حالا كه مجال است به هر طرف كه خواهيد متوجه شويد، آن وفاداران حقگزار و هواخواهان اهل بيت سيّد مختار، عليه صلوات الملل الجبار زبان اخلاص گشوده و اظهار صدق نيّت و خلوص طويّت نموده گفتند يا بن رسول اللّه! هزار جان ما فداى خاك پاى تو باد! كه تو سپهر ولايت را ماهى، و مسند امامت را شاه. هر كه امروز روى از تو بگرداند فردا به كدام ديده در روى تو نگريستن تواند؟
اى قبلۀ هر كه مقبل آمد رويت
روى همه مقبلان عالم سويت
امروز كسى كز تو بگرداند روى
فردا به كدام ديده بيند رويت؟
[١] -سوره نساء آيه ٧٨.