روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٤٨ - باب هفتم در مناقب و فضايل امام حسين (ع) از ولادت تا شهادت
دو گوشواره عرشند. در آن محل كه حضرت عزت تعالى شأنه بهشت را بيافريد، و با وى خطاب كرد كه تو مسكن فقرا و مساكين خواهى بود، بهشت گفت «يا ربّ لم جعلتنى مسكن المساكين» اى پروردگار من چرا مرا مسكن مسكينان و منزل درويشان گردانيدى، ندا رسيد كه آيا راضى نيستى كه اركان تو را آراسته گردانم به حسن و حسين، بهشت بدين صورت تفاخر كرد و مباهات نموده، گفت رضيّت، خوشنود شدم و خرسند گشتم اگر بهشت است اركان آن آراسته به حسن و حسين است اگر عرش مجيد است گوشواره آن حسن و حسن است اگر دل مؤمن است روشن به دوستى حسن و حسين است. يكى از عظماى اين امّت فرموده:
بسبطى رسول اللّه صدرى منوّر
و حبّهما فى حبّة القلب يزهر
به هر دو سبط نبى هست ديدهام روشن
هواى هر دو شده جاى گير در دل مسكين
دو دُرّ دُرج كرامت دو بدر برج كمال
دو مهر اوج هدايت، دو صدر مسند دين
فلك متابع اين و ملك ثناگر آن
جهان منوّر از آن، و زمان مزيّن ازين
در كنز الغرائب آورده كه: «اعرابى به حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) آمد و گفت: يا رسول اللّه آهو بچهاى صيد كرده هديه به حضرت تو آوردهام، خواجه عالم (صلوات اللّه عليه) قبول فرمود، ناگاه حسن به مسجد درآمده آهو بچه را ديد و بدان ميل كرد، آن حضرت آهو برّه را به حسن داد زمانى برآمد حسين پيدا شد ديد كه برادرش آهو برّه دارد با او بازى مىكند. گفت اى برادر اين آهو از كجا آوردى؟ گفت جدّ من به من داده، حسين در مسجد دويد و گفت يا جدّاه برادرم را آهو بچه دادى و مرا ندادى، و اين سخن را إعاده مىكرد، و رسول (صلوات اللّه عليه) او را دلدارى مىداد و در تسلّى خاطر او مىكوشيد تا كار به گريستن افتاد، حسين خواست كه بگريد ناگاه غريو از در مسجد برآمده نگاه كردند ماده آهوئى ديدند كه به تعجيل مىآمد و بچه آهوئى با خود داشت پهلو برو مىزد و او را مىدوانيد، تا پيش آن حضرت رسيد و به زبان فصيح گفت: يا رسول اللّه دو بچه داشتم يكى را صيّاد گرفت و نزديك تو آورد و يكى با من ماند بدو خرسند شده او را شير مىدادم، ندائى به من رسيد كه به زودى بچه خود را پيش