روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٨ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
وَ اَلثَّمَرٰاتِ [١] : و به نقصان ميوهها و تلف شدن محصولات به آفات ارضى و سماوى يا مرگ فرزندان كه ميوه باغ دلاند دو روشنى چراغ بصر و ثمرۀ نهال پدر و مادر.
و بشّر الصابرين: و مژده ده صبر كنندگان را كه در اين بليّات طريقه شكيبائى پيش آرند و رسوم جزع و شكايت فرو گذارند و
جام محنت خورند و دم نزنند
جز به راه وفا، قدم نزنند
خوش بسوزند در بلا چون عود
كه از ايشان برون نيايد دود
الّذين: و اين صابران كه استحقاق بشارت دارند به حكم الهى و فرمان پادشاهى؛ إذا أصابتهم مصيبة چون برسد ايشان را مصيبتى و بليّتى و نكبتى قالوا گويند از روى اخلاص به طريق اختصاص كه إنّا للّه به درستى كه ما از آن خداونديم كه به كمند بندگى او در بنديم پس هر چه از خواجه به بنده رسيد و از مالك بر مملوك واقع گردد جز تسليم و انقياد و رضا به حكم قضا چاره نباشد. و إنّا إليه و ما به سوى مجازات و مكافات او راجعون [٢]بازگردندگانيم يعنى رجوع ما به حضرت او خواهد بود و او جزائى بسزا، فراخور كردار به ما خواهد رسانيد اگر به حكم او خورسند باشيم مستوجب ثواب أبد گرديم و اگر از آنچه مراد او بود سر بپيچيم مستحقّ عذاب مخلّد شويم.
سَرِ قبول به بايد نهاد و گردن طَوع
كه هر چه حاكم عادل كند همه داد است
مضمون اين آيت وافى هدايت، مشعر است به آنكه بلا محك نقد عالميان و معيار تجربه احوال آدميان است تا هر كه دعوى محبّت كند نقد جان او در بوته بلا و كوره عنابه آتش امتحان و ابتلا بگدازند آن كه از غش هواى نفس دنى و غل آرزوى طبع خسيس پاك و پاكيزه است از خلاص آزمايش خالص بيرون مىآيد و ضراب عنايت چهرۀ او در دار الضرب هدايت به سكّه قبول بيارايد و اگر مغشوش و معيوب است در نيران فراق به سمت احتراق موسوم شده مردود أبد گردد.
و در يكى از كتب سماوى مذكور است كه: من أحبّ أو أحبّ يصب عليه البلاء يعنى هر
[١] -سورۀ بقره، آيه ١٥٥.