فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٣٠ - استكبار قريش
قرعهكشى همراهان يونس
١٠. متوسّل شدن يونس عليه السلام و همراهانش به قرعه، براى انداختن يك نفر از سواران كشتى به دريا:
وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ.
صافّات (٣٧) ١٣٩-/ ١٤١
١١. اصابت قرعه به نام يونس عليه السلام در قرعهكشى همراهانش، براى انداختن يك نفر به دريا:
وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ.
صافّات (٣٧) ١٣٩-/ ١٤١
قريب/ اسماوصفات
اين اسم و صفت الهى به معناى نزديك به بندگان سه بار در قرآن آمده است: [١]
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ....
بقره (٢) ١٨٦
... إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ.
هود (١١) ٦١
... إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ.
سبأ (٣٤) ٥٠
قريش
قريش، قبيلهاى از كنانه بود و نامگذارى آنان به اين نام بر اساس نام پدرشان مىباشد، گرچه برخى قريش را همان فِهر بن مالك دانستهاند. بنابراين قريش به كسانى گفته مىشود كه از فرزندان فهر باشند. [٢] برخى گفتهاند: قريش در جاهليّت گروههاى پراكندهاى بودند كه قصى بن كلاب آنان را از نواحى مختلف جمع نمود و از همين باب قريش نام گرفتند. [٣] لغت قريش فصيحترين لغات و نسب آنان از بهترين نسبها است و رسول خدا صلى الله عليه و آله از همين قبيله است. [٤] در صدر اسلام به قبايل مختلفى از جمله بنىلوى، بنىسهم، بنىزهره، بنىعبدالدّار، بنىاميّه، بنىهاشم و ... قريش اطلاق مىشده است. [٥] در اين مدخل از واژه «قريش» و آياتى كه با توجّه به شأن نزول درباره آنان است، استفاده شده است. بديهى است با توجّه به مدخل «جاهليّت» و «شرك» برخى مطالب كه خارج از بحث قبيلگى باشد آنجا آمده است و در اين مدخل، تنها به جنبه قبيلگى توجّه شده است.
اهمّ عناوين: عقايد قريش، كاروان تجارتى قريش.
استكبار قريش
١. درخواست نزول ملائكه بر خويش و ديدن خداوند از سوى كافران قريش، برخاسته از روحيّه استكبارى و خودبزرگبينى آنان:
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً. [٦]
فرقان (٢٥) ٢١
[١] . الاسماء و الصّفات، بيهقى، ج ١، ص ٨٠-/ ٨١؛ اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ٢، ص ١٠٩٨-/ ١١٠٠
[٢] . نهاية الارب، ص ٣٥٦
[٣] . المنمّق، ص ٢٨
[٤] . همان، ص ١٩
[٥] . نهاية الارب، ص ٣٥٦
[٦] . از ابنجريج درباره «قال الّذين لايرجون لقاءنا» نقل شده است كه اين سخن كافران قريش است كه گفتهاند: «لولا انزل علينا». (الدرالمنثور، ج ٦، ص ٢٤٤)