فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٢٤ - احكام قرضالحسنه
مكان قربانى
١١٠. قرار داده شدن مكان خاص، جهت اجراى قربانى، براى همه امّتها، از سوى خداوند:
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً ....
حج (٢٢) ٣٤
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ ... [١]
حج (٢٢) ٦٧
نيز--) همين مدخل، قربانى در حج، مكان قربانى در حج
منازعه درباره قربانى
١١١. مراسم قربانى مسلمانان، مورد اعتراض ستيزهجويانه مشركان صدر اسلام:
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ ... [٢]
حج (٢٢) ٦٧
١١٢. برحذر داشتن مشركان، از منازعه با پيامبر صلى الله عليه و آله درباره قربانى، از ناحيه خداوند:
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى هُدىً مُسْتَقِيمٍ.
حج (٢٢) ٦٧
قرض
--) دَين
قرضالحسنه
قرض در لغت به معناى اعطاى بخشى از مال است، به صورتى كه قرضدهنده آن را باز پس گيرد [٣] و در اصطلاح فقه، تمليك مال به ديگرى با ضمانت است به اينكه بر عهده او باز گرداندن مال باشد، اعمّ از اينكه عين يا مثل و يا قيمت آن باشد. [٤] در قرآن «قرضاً حسناً» كه از آن تعبير به قرضالحسنه مىشود به معناى انفاق است [٥] و به نظر برخى ديگر به معناى قرض دادن به انسانهاى محتاج به صورت حقيقى است [٦] كه اصطلاح فقهى به همين معنا است. مقصود از آن در اين مدخل معناى دوم است. رابطه مدخل «دَيْن» با قرضالحسنه، رابطه عموم و خصوص است.
دَيْن مالى است كلّى كه در ذمّه فرد ثابت مىشود، چه به وسيله اقتراض باشد و يا قرار گرفتن مبيع در بيع سَلَم يا ثَمَن در نسيه يا اجرت در اجاره يا صداق در نكاح و غير آن، ولى قرض، ثابت شدن مال كلّى در ذمّه است فقط به صورت اقتراض. [٧] در اين مدخل از واژههاى «دَيْن»، «ذوعسرة»، «قرضاً حسناً» و «معروف» استفاده شده است.
احكام قرضالحسنه
١. وجوب مهلت دادن به قرضگيرنده و بدهكار تنگدست تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت:
وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ
[١] . «منسكاً» اسم مكان براى نُسك يعنى ذبح است. (تفسير التحرير و التنوير، ج ٨، جزء ١٧، ص ٢٦٠)
[٢] . ضمير [غايب] «ينازعُنّك» مربوط به مشركان است. (روحالمعانى، ج ١٠، جزء ١٧، ص ٢٩٠؛ تفسير التحريروالتنوير، ج ٨، جزء ١٧، ص ٣٢٩)
[٣] . الصحاح، ج ٣، ص ١١٠٢ «قرض»؛ تاجالعروس، ج ١٠، ص ١٣٧، «قرض»
[٤] . تحريرالوسيله، ح ١، ص ٥٩٩
[٥] . التبيان، ج ٩، ص ٥٢٩؛ مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٦٠٧ و ج ٩-/ ١٠، ص ٣٥٨
[٦] . زبدةالبيان، ص ٥٧٢
[٧] . تحريرالوسيله، ج ١، ص ٥٩٥