تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - مثل دو بين همچون آن غريب كاشان است كه عمر نام داشت كه خباز به سبب اين نامش به دكان ديگر حوالت كرد و او فهم نكرد كه همهء دكانها يكيست
آيه
توضيح
((٣٢٤٠)) بار گوناگون است بر پشت خران هين به يك چوب اين خران را تو مران
((٣٢٤١)) بر يكى خر بار لعل و گوهر است بر يكى خر بار سنگ مرمر است
((٣٢٤٢)) بر همه جوها تو اين حكمت مران اندر اين جو ماه بين عكسش مخوان
((٣٢٤٣)) آب خضر است اين نه آب دام و دد هر چه اندر وى نمايد حق بود
((٣٢٤٤)) زين تگ جو ماه گويد من مهم من نه عكسم هم حديثم هم رهم
((٣٢٤٥)) اندر اين جو هر چه بر بالاست هست خواه بالا خواه بر وى دار دست
((٣٢٤٦)) از دگر جوها مگير اين جوى را ماه دان اين پرتو مه روى را اندر اين جو هر چه مى خواهى ببين از نعيم و تاج و بخت و هم ز ديم اندر اين جو هر چه دارى تو مراد باز بين و شكر كن بهر زيان جمله مطلوبات خلق هر دو كون گشت موجود اندر او بىبعد و بون
آيه « قِيلَ لَهَا اُدْخُلِي اَلصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْه حَسِبَتْه لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّه صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّه رَبِّ اَلْعالَمِينَ ٢٧ : ٤٤ » . (١) ( به بلقيس ملكهء سبا گفته شد : به اين صرح وارد شو وقتى كه بلقيس صرح را ديد ، گمان كرد آب زياد و متراكم است و پوشاك پاهايش را در آورد . سليمان عليه السلام گفت : آب نيست صرح صاف است كه از شيشه ساخته شده است . بلقيس گفت : پروردگارا ، من به خود ستم كردم و با سليمان ايمان به خدايى آوردم كه پرورش دهندهء عالميان است ) .
توضيح - صرح به معناى ساختمان يا به معناى عمومى جاى بىسقف است كه در صحن خانه يا جاى ديگر ساخته مى شود . حضرت سليمان بنا به نظر مفسران چنين جايى را از بلور ساخته و در آن ماهى و قورباغه و ساير حيوانات آبى را انداخته بود .
(١) سوره النمل ، آيهء ٤٣ . .